تبلیغات
دسته بندی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

جستجوگر پیشرفته سایت






و آغاز زمستان...


و آغاز زمستان...


دیدی که چه بی رنگ و ریا بود زمستان ؟
مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان
دیدیم فقط سردی او را و ندیدیم
از هر چه دو رنگی است رها بود زمستان
بود هرچه فقط بود سپیدی و سپیدی
اسمی که به او بود سزا بود زمستان
گرمای هر آغوش تب عشق دم گرم
یکبار نگفتند چرا بود زمستان
بی معرفتی بود که هر بار ز ما دید
با این همه باز اهل وفا بود زمستان
غرق گل و بلبل شد اگر فصل بهاران
بوی گل یخ هم به هوا بود زمستان
با برف بپوشاند تن لخت درختان
لبریز و پر از شرم و حیا بود زمستان
در فصل خودش ، شهر خودش ، بود غریبه
مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان …

نویسنده : | در : چهارشنبه 03 دي 1393 ساعت: | دیدگاه: ()
تعداد بازديد : 311
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بخش نظرات این مطلب



این نظر توسط مهناز پارسا در تاریخ 1393/10/19 و 17:55 دقیقه ارسال شده است

سلام. از حضور گرمتان در وبلاگم تشکر می کنم. شعر و عکس جالبی است. مخصوصا برای ما که امسال اصلا برف را ندیدیم. الان هم گیلان و رشت برف آمده اما خراسان خبری نیست. انشاله که بزودی شاهد بارش برف باشیم.


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی