تبلیغات
دسته بندی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

جستجوگر پیشرفته سایت






نگاهی به بارانهای استوائی...برون رفت از رکود دانش فیزیک


نگاهی به بارانهای استوائی...برون رفت از رکود دانش فیزیک


 

نگاهی به بارانهای استوائی...برون رفت از رکود دانش فیزیک

« قابل توجه هیدرولوژیست ها و هواشناسان »

کشور ما در بحران کم آبی  ست مخصوصاً شهرهای حاشیه کویر از کم آبی و بی آبی در رنج هستند و مسلماً اگر دست روی دست بگذاریم و چاره ای اندیشه نشود در آینده نزدیک این رنج کم آبی تبدیل به بحران خطرناکی خواهد شد که حیات  و زندگی انسانها را به مخاطره خواهد انداخت و تنها برون رفت از این بحران ، باران زائی ابرهاست و بر این اساس هر چه در باره باران زائی ابرها بنویسم راهکار نجات را امکان پذیرتر می کند.

  بارانهای بی وقفه و سیل آسای خط داغ و گرم استوا که سرانه بارندگی های آنجا به 2500 میلیمتر « دو متر و نیم  » می رسد و جنگل های انبوه استوائی و رودخانه های عظیم پُرآب نواحی حاره را شکل بخشیده است ، مبین واثبات این حقیقت است که برودت نقشی در بارندگی های کُره زمین ندارد و نقش آن فقط تبدیل قطرات باران به بلورهای برف و یا تگرگ می باشد.

تمنا دارم لحظه ای ذهن و تجربیاتمان را از داخل بخارحمام و یا از داخل دستگاه تقطیر عرقیجات نعناع یا بید کاسنی بیرون آوریم ونخواهیم این تجربه تقطیر در سرما را در طبیعت و در ابرهای آسمان هم تعمیم دهیم چراکه باران زائی ابرها ارتباطی به میعان ندارد ... این واقعیت را جداً بپذیریم که ابر ، بخارآب نیست که در اثر برودت تبدیل به قطرات آب شود و بیندیشیم  که بارندگی های بی وقفه و سیل آسای مناطق استوائی درآمازون ، سواحل شرق برزیل در آمریکای جنوبی ،گنگو در آفریقا ،فیلیپین و سواحل اندونزی و... با آن هوای گرما و داغ به وضوح عدم دخالت برودت در بارندگی ها را ثابت می کند.

قبل از پرداختن به این موضوع باز ذکر این نکته ضروری است که بگویم گرما و نور جزء ذرات مادی این جهان هستند و ذرات سازنده جهان هم قابل تبدیل به یکدیگرند و اگر دانش فیزیک ما تاکنون نتوانسته به این واقعیت آگاهی یابد بخاطر رکود آن در این یکصد سال اخیر آنهم به علت غرض ورزی های سیاسی بوده است و در اینجا مصرانه از فیزیکدانان درخواست می شود تا با جدیت اینمورد مهم را مورد تحقیق گسترده ای قرار دهند.

آب تبخیر شده سطح دریاها ، بخار و رطوبت  ملکولهای از هم فاصله گرفته آب  هستند که به ارتفاعات آسمان تصعید می شوند وماندگاری هم ندارند و هر لحظه ممکن است در اثر برودت به میعان برسند و قطره یا شبنم گردند.

ولی اگر این بخارات آب تصعید شده به ارتفاعات آسمان بار دار الکتریکی شوند یعنی در بین فضاهای از هم دور شده ملکولهای آب ، الکتریسیته « ذرات الکترون » بوجود آید و تجمع کند ، این بخارات نامرئی آب که باچشم دیده نمی شوند تبدیل به توده های ابر سفید رنگ مرئی می گردند که ماندگار می شوند و دیگر برودت وسرما قادر به میعان و قطره سازی آنها نخواهد بود مگر آنکه بار الکتریکی آنها به پوسته زمین تخلیه شود آنوقت است که ابر بدون الکتریسیته دیگر ابر نیست و به قطرات آبی تبدیل می شود که مجبور به فروریختن و ریزش است بر همین مبناست که پس از هر صاعقه ، رگبار شدید باران آغاز می گردد.

ابرها مانند خاذن های الکتریکی الکتریسیته را در خود ذخیره می کنند و هر چه این خاذن ها مملوتر از الکتریسیته گردند ، رنگ ابر تیره تر و به خاطر جاذبه الکتریکی پوسته زمین به سطح زمین نزدیکتر می شوند که به این ابرهای تیره و سیاه که در زیرین ترین لایه دیگر ابرها قرار می گیرند ، ابرهای بارش زا می گویند .

تا اینجا و با استدلال فراوانی بارانهای سیل آسا در مناطق کمربند استوای زمین نتیجه گرفتیم که برودت هوا نقشی در بارش ندارد حالا ببینیم الکتریسیته ای که در منافذ بین ملکولهای بخار آب بوجود می آید و بخارات آب را تبدیل به ابر می کند از کجا بوجود می آیند ؟! و باز هم استدلال این موضوع را از بارش های سیل آسا و صاعقه های سهمگین مناطق کمربند استوا می آوریم:

ماهواره ها نشان میدهند که در قطبین زمین صاعقه وجود ندارد به همین خاطر است که در قطبین بارش وجود ندارد اما هر چه به خط استوا نزدیک شویم تعداد صاعقه ها فزونی می گیرد تا اینکه در خط استوا صاعقه ها به ماکزیمم تعداد و شدت می رسند به همین مناسبت است که بارندگی های خط استوا هم سیل آساست

حالا سوال این است چرا مختصرابرهای رقیق قطبین زمین باردار الکتریکی نمی شوند که تولید صاعقه و بارندگی کنند ولی در عوض ، ابرهای تیره آسمان مناطق خط استوا بی وقفه و مداوم تولید صاعقه و بارندگی می کنند؟!

آیا دلیلی واضح تر از مایل بودن بودن محور زمین و تابش حداکثر نورآفتاب بر ابرهای آسمان مناطق خط استوا وجود دارد ؟!

بنابراین قویاً اعلام می کنم که عامل بار دار شدن الکتریکی ابرها نور آفتاب است و این ذرات نور آفتاب پس از برخورد با ملکولهای بخارات آب تصعید شده در ارتفاعات آسمان به ذرات الکترون « الکتریسیته » تبدیل شده و این الکتریسیته بوجود آمده ضمن متغیر کردن ماهیت بخار آب به ابر مرئی ، در بین ملکولهای از هم فاصله گرفته جای گرفته و بتدریج  و با استمرار این امر ،فضاهای بین ملکولی ابرها مانند خاذن الکتریکی انباشته از الکتریسیته می شود که در این روند هر چه این خاذن ها از الکتریسیته انباشته تر شوند ، رنگ ابر تیره تر و به سطح زمین نزدیکتر می شود و منتظر فرصت است تا بار الکتریکی خود را به پوسته زمین تخلیه تا رگبار بارش های خود را آغاز کند.

بخاطر مایل بودن محور فرضی زمین ، مناطق کمربند خط استوای زمین فاقد فصول چهارگانه است و در آنجا تغییرات فصلی بهار ،تابستان ،پائیز و زمستان وجود ندارد و خورشید تمام سال یکسان و عمودی با بیشترین تابش نور خود بر این مناطق کمر بند استوائی می تابد به همین دلیل است که ابرهای این مناطق مداوم در معرض دریافت نور آفتاب ، انباشته شدن از الکتریسیته و تخلیه این الکتریسیته به صورت صاعقه می باشند که بازتابش بارانهای سیل آساست .

اگر به مناطق کمربند خط استوا برویم می بینیم که :

اوایل صبح که هنوز تابش آفتاب شروع نشده است هوا صاف است و کم کم با تابش بیشتر آفتاب مقدار ابرها بیشتر می شوند تا اینکه در ظهر بارندگی شدیدی آغاز می شود و گاهی تا عصر ادامه پیدا می کند و در غروب و کم شدن نور تابش آفتاب ، آسمان صاف و باز می شود .

نا گفته نماند که فشار هوا هم در مناطق معتدله کره زمین نقش اساسی در بارندگی ها دارد چرا که فشار هوا باعث فشردگی و تنگتر شدن محل انباشتگی بار الکتریکی ابرها می شود و این امر باعث تسریع در تخلیه بار الکتریکی ابر به پوسته زمین و بارندگی می شود.

احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

 

نویسنده : | در : دوشنبه 01 دي 1393 ساعت: | دیدگاه: ()
تعداد بازديد : 299
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بخش نظرات این مطلب



این نظر توسط احمد فتحی در تاریخ 1394/5/13 و 18:28 دقیقه ارسال شده است

علت زلزله سیرچ و سیل جاده چالوس... ماه افروختگی
سیرچ ،گلباف، اندوهجرد و شهداد از مناطق زلزله خیز استان کرمان هستند که بیشترین زلزله های استان در این منطقه رُخ میدهد که اگر علت آنرا جستجو کنیم گود بودن و پست بودن پوسته زمین شهداد عامل زلزله خیزی مناطق مرتفع این محدوده گود افتاده استان کرمان است.
زلزله باعث گود شدن مناطق می گردد و و در ساختار زمین شناسی ، گود بودن و پست بودن شهداد هم چیزی به غیر از زلزله های متوالی و میلیارد سالی در این منطقه نیست.
درزلزله اخیر سیرچ ، زیر پوسته جامد این منطقه و بین این پوسته و مذاب زیرینش ، حفره وسیع و فضای خالی بوجود آمده بود و این پوسته مانند سقفی بی اتکا منتظر شکسته شدن و فرو افتادن در مذاب زیرینش بود یعنی مستعد زلزله بود منتها این شکسته شدن نیازمند تنش بر پوسته بود و تنشی که باعث شکسته شدن و بروز زلزله در پوسته زمین منطقه سیرچ گردید جاذبه شدید ماه و خورشید یعنی مد گرفتگی وجذر گرفتگی شدید در لحظه ماه افروختگی « ابرماه ـ سوپر موون » بوده است.
ماه در مدار بیضوی به دور کُره زمین می چرخد بنا بر این در این چرخش ، فاصله ماه تا زمین متغییر می شود که کمترین فاصله « نقطه حضیض ـ فرود » 356500 کیلومتر و بیشترین فاصله « نقطه اوج ـ فرار » 406700 کیلومتر است.
در گردش ماه به دور زمین هر بیست و هفت روز یکبار ماه به نقطه حضیضی یعنی به نزدیکترین فاصله از زمین می رسدو قاعدتاً در جذر و مد زمین هم اثر گذار است ولی صحبت ما از بیشترین قدرت جذر و مد ماه است و زمانی بیشترین جذر و مد اتفاق می افتد که پانزدهم ماه قمری « ماه بدر ـ قرص ماه کامل » به علت همراستا بودن خورشید وماه و زمین ، نیروی جاذبه خورشید هم به قدرت مد گرفتگی اضافه می شود است.
پس در اول و پانزدهم هر ماه قمری قدرت جاذبه ماه و خورشید بیشترین جذر و مد را در سطح پوسته جامد زمین و دریا ها را بوجود می آورند . این جذر و مد در دریا به صورت بالا آمدن و پائین آمدن آبهای سیال نمود دارد و در خشکی ها به شکل سنگین شدن و سبک شدن « تنش بر پوسته جامد » اثر گذار می شود.
حالا آیا به غیر از لحظه ماه بدر که بیشترین جذر و مد بوجود می آید عامل دیگری در شدت یافتن و قدرتمند شدن جذر و مد وجود دارد؟
بله لحظه ماه افروختگی که ماه در زمان بدر « همراستا بودن با زمین و خورشید » در نقطه حضیضی زمین یعنی در کمترین فاصله زمین هم قرار داشته باشد در این زمان است که شدت جذر و مد بیشترین اثرات قدرتمندی خود را نه تنها بر زمین « بروز زلزله ها ، طوفانها ، بارندگی و سیل ها » بلکه بر گیاهان و جانوران زمین هم می گذارد« دلایل علمی آنرا بازگو خواهم کرد»
بنابراین در لحظات ماه افروختگی نه تنها باید تمهیدات ایمنی حوادث طبیعی از قبیل زلزله ،سیل،طوفان اندیشه شود بلکه در برابر ناهنجاری ها ئی همانند سوانح رانندگی ، نزاع ها و بطور کل عصبیت ها که ماه افروختگی به علت قدرت مد ماگمائی و بالا رفتن جاذبه الکتریکی زمین مستقیماً بر سیستم عصبی انسانها و حیوانات اثر می گذارد آمادگی کامل را داشت.
ماه بدر هر 412 روز یکبار به مرحله حضیضی یعنی برافروختگی یا سوپرموون می رسد .
آخرین ماه برافروختگی در اول آگست 2015 میلادی مقارن با شنبه دهم مردادماه 1394 خورشیدی و باز مقارن با پانزدهم شوال1436 قمری رُخ داد و زمین لرزه سیرچ هم درست در همین محدوده زمانی یعنی یک روز جلوترعصرجمعه نهم مرداد اتفاق افتاد.
اگر به همین ترتیب قضیه را پیگیری کنیم حادثه سیل جاده چالوس هم که در بیست و هشتم تیرماه رخ داد تحت تأثیر همین پدیده ماه افروختگی بوده است.
مطلب بسیار تأسف آور این است که منجمان و طالع بینان از قدیم الایام آنقدرگردش ماه و ستارگان را در بروج فلکی بر سرنوشت زمین و انسانها دخیل دانسته و در رمل و اُسطُرلابها و جداول مختلف پیچانده اند و آنقدر منجمان درباری ، شاه طهماسب را به جنگ با دولت عثمانی با ساعات نحس و سعد و گفتن قمر در عقرب منع یا ترغیب کرده اندکه اینک هر موضوع مهم فیزیکی مخصوصاً در مورد کره ماه که نیاز به تحقیق و بررسی علمی داشته باشد، دانشمندان از انجام آن ابا دارند و حتی اندیشیدن به آنرا کسر شأن مقام علمی شان می دانند و می ترسند با آسترولوژی تداخل پیدا کند و در رده فال بینان ،کف بینان ، خرافه بینان و منجمان دربار صفوی قرار گیرند و اینچنین است که هیچگاه به شناخت واقعی جهان نخواهیم رسید.
به هر حال نگاه من همیشه در چهار چوب ماده و ذرات است و ماده را در فعل و انفعالاتی که در جهان صورت می گیرد قویاً دخیل می دانم و در اندیشه هایم هیچ حرکتی بدون دخالت ذرات این جهان صورت نمی گیرد.
دانشمندانی که از خوف اتهام رمل و اسطرلاب و خرافه پنداری اندیشه هایشان را به سمت اینگونه موارد علمی که به شناخت زلزله ها و بارندگی ها و طوفانها می رسد و متأسفانه با آسترولوژی هم تداخل پیدا کرده است ، سوق نمی دهند و از اندیشیدن شرم دارند و ضمن آنکه از انجام آزمایش طفره می روند و به عنوان شبه علم ، چوب هم لای چرخ تحقیقات می گذارند مطمئن باشند بخاطر راکد نگه داشتن علم ، در برابر آیندگان مسئول هستند.
در زمان ماه افروختگی موارد زیر قابل مشاهده و آزمایش است :
1 ـ جاذبه الکتریکی زمین شدید می شود و زمانی که جاذبه الکتریکی زمین زیاد شود به معنی کم شدن مقاومت الکتریکی زمین است در این مواقع الکتریسیته خطوط انتقال فشار قوی ،الکتریسیته خود را به زمین القاء می کنند و اصطلاحاً مستهلک می شوند بنابر این در زمان ماه افروختگی بیشترین استهلاک و هدر رفتن الکتریسیته خطوط بوجود می آید .
2 ـ در زمان ماه افروختگی که مد قوی بوجود می آید این مد فقط شامل آبهای سیال دریاها نیست بلکه ماگمای مذاب زیر پوسته جامد زمین هم روان و سیال است و دچار مد ماگمائی و بالا آمدن می شود و به زیر پوسته جامد زمین فشار می آورد که این فشار ماگمائی باعث اتصال الکتریکی کامل تر مذاب با پوسته زمین منطقه می گردد که باز تابش بالا رفتن جاذبه الکتریکی زمین منطقه یا کم شدن مقاومت الکتریکی زمین است که یکی از اثرات بالا رفتن جاذبه الکتریکی پوسته زمین برودت است به همین علت است که مناطق سردسیر و کوهستانی جاذبه الکتریکی بالائی وجود دارد یعنی مقاومت الکتریکی زمین مناطق سردسیر کم است و خطوط انتقال فشار قوی که از این مناطق سردسیر عبور می کنند دارای بیشترین استهلاک هستند به هر حال ، ماه افروختگی باعث برودت ناگهانی منطقه زیر پای ماه می شود که به تبع آن ملکولهای هوای منطقه هم سرد می گردند و این سرد شدن ناگهانی ملکولهای هوا باعث بروز بادهای شدید و طوفانها می شود از طرفی ابرها مستعد تخلیه کردن بار الکتریکی به زمین و بارندگی هستند و وقتی که ناگهان جاذبه الکتریکی پوسته زمین منطقه ای بالا رود ، ابرها با الکتریکی خود را تخلیه و شروع به بارش می کنند و مسلم است که میزان بارندگی بستگی به مقدار جاذبه الکتریکی منطقه دارد و وقتی که ماه افروختگی باعث شدت جاذبه الکتریکی پوسته زمین می گردد ، بارش هم سیل آسا می شود.
3 ـ جذر و مد فقط شامل آب دریاها و اقیانوسها نیست بلکه پوسته جامد وسنگین زمین زیر پای ماه هم از جذر ومد تأثیر پذیر است یعنی این پوسته سنگین با شروع مد سبک وزن تر می شود و با پایان مد و شروع جذر دوباره ازدیاد وزن پیدا می کند و تنش مخربی برای پوسته جامد زمینی که زیر آن خالی و مستعد شکسته شدن و زلزله باشد محسوب می گردد بنا براین جذر و مد زمان ماه افروختگی ، تنش بسیار قوی و مخربی برای بروز زلزله در مناطقی که مستعد شکسته شدن و فرو ریختن « زمین لرزه » هستند می باشد بر این اساس است که بیشترین زلزله های سهمگین در زمان ماه افروختگی بوجود می آیند و اینگونه زلزله ها هم چون با تنش قوی حادث می شوند معمولاً بدون پیش لرزه و هشدار قبلی هستند چون به ناگهان تمام سقف بی اتکا پوسته زمین می شکند و به درون حفره زیرین خود و به روی مذاب زیرین خود فرو می ریزد.
4 ـ مد ماگمائی ماه افروختگی که باعث فشار مذاب به زیر پوسته زمین می شود ـ این فشار مذاب زیر پوسته جامد زمین ـ گاز و بخارات خروجی دهانه آتشفشانها را بیشتر می کند و گاهی اگر این فشار از حد متعافی بالاتر رود منجر به فعال شدن آتشفشانها می گردد .
احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی 2 »


این نظر توسط احمد فتحی در تاریخ 1393/12/27 و 2:20 دقیقه ارسال شده است

ارتباط ماگمای مذاب با زلزله و تغییرات دمای سطح زمین
به مذاب زیر پوسته جامد زمین ماگما می گویند وقتی فشار این مذاب ماگما بالا رود به صورت آتشفشان از پوسته جامد زمین فوران می کند وخارج می شود.
برخورد رگبار های پُر قدرت صاعقه بر دهانه آتشفشانهای در حال فوران ، اثبات صاعقه گیر بودن ماگمای مذاب آتشفشانهاست یعنی ماگمای مذاب ، رسانای الکتریکی بسیار مطلوبی در انتقال بار الکتریکی ابرها به درون زمین است و مانند سیم اِرت ، الکتریسیته ابرها را به ستاره درون زمین « خورشید درون زمین ــ کُره ضد ماده درون زمین » منتقل می کند.
کُره زمین مانند خورشید ودیگر ستارگان آسمان ، ستاره فروزان و ملتهبی ست از جنس ضد ماده که بر سطحش سنتز هسته ای صورت گرفته و جداره اش تبدیل به ماده « عناصر مختلف » شده است .
بنابراین کُره زمین « همچنین سایر سیارات و قمرها » از دو فاز تشکیل شده اند :
1 ـ ستاره ضد ماده درون زمین .
2 ـ فاز ماده جداره زمین که شامل عناصر مختلف است.
که در این مکانیزم ، ماگما یا ماده مذاب و سیال زیر پوسته جامد زمین به علت خصوصیت سیال بودن و روان بودن حالت یاتاقان در حرکت پوسته جامد و ماده زمین برروی ستاره ضد ماده درون زمین « حرکت وضعی زمین » را دارد که بوجود آمدن میدانهای مغناطیسی زمین هم بواسطه همین چرخش دو جنس متضاد « ماده و ضد ماده برروی همدیگر است .
موضوع بسیار مهمی که در اینجا عنوان می گردد این است که زمین لرزه ها و همچنین تغییرات ناگهانی آب و هوائی از قبیل حرکت سریع ابرها ، بارندگی های سیل آسا و یا باد های شدید و طوفانها در خشکی و یا دریاها به چگونگی فشارماگمای مذاب زیر پوسته جامد بستگی دارد.
ماگمای مذاب ، روان و سیال زیر پوسته جامد زمین بواسطه لغزندگی یاتاق گونه خود در زیر پوسته جامد دارای فشار های متغیری می شود و همین تغییرات فشار باعث تغییرات ناگهانی آب و هوا و یا بروز زلزله ها می گردد.
پوسته صُلب و جامد زمین به علت نیروی جذب به طرف ضد ماده درون زمین دارای وزن سهمگینی می باشد معذالک این پوسته جامد سنگین بر روی ماگمای مذاب قرار دارد و این ماگما مانند ساپورت و تکیه گاه آنرا نگه داشته و از شکسته شدنش جلوگیری می کند ولی اگر در زیر پوسته جامد منطقه ای ، فشار ماگما ی مذاب کم شود ،پوسته جامد این منطقه تکیه گاه خود را از دست می دهد و می شکند و مانند سقفی به درون حفره زیرین خالی شده خودفرو می افتد که این فرو افتاده ، زلزله است و جای شکستگی ها هم گُسل می باشد بر این مبناست که :
وقتی فشار ماگما بالا می رود ، آتشفشان فوران می کند و هر وقت فشار ماگما بسیار پائین می رود ،زمین لرزه صورت می گیرد به همین مناسبت است که در منطقه زلزله خیز اقیانوس آرام که کمر بندی از کوههای آتشفشانی اطراف این اقیانوس را احاطه کرده است و این کوههای آتشفشانی به کمربند آتش معروف هستند بخاطر به هم پیوستگی زلزله ها با آتشفشانهاست یعنی هر وقت زلزله ای صورت بگیرد به علت فرو افتادن حجم عظیم و سنگینی از پوسته جامد زمین بر روی ماگمای زیرین ، فشار ماگما بالا می رود که متعاقب آن فوران آتشفشان صورت می گیرد ولی در زمان آتشفشانها و در حالی که فشار اضافی ماگما از درون زمین خالی می شود محال است که زلزله رخ دهد.
بنابراین وقوع زمین لرزه در شهرهای مجاور کوههای آتشفشانی را از روی میزان طغیان خروجی گاز و بخارات دهانه آن آتشفشان می توان سنجید به نحویکه اگر خروج گازها شدت داشته باشد و نشان از فشار ماگمای درون زمین دهد ، آن منطقه از زمین لرزه مصون است و بالعکس اگر دهانه آتشفشان کاملاً خاموش باشد ، این علامت خوبی نیست و باید منتظر زمین لرزه باشند.
تأثیر فشار ماگما در تغییرات ناگهانی شرایط جوی آب و هوائی مناطق :
فشار ماگما در زیر پوسته جامد زمین متغیراست . برخورد صاعقه ها بر ماگمای در حال فوران آتشفشانها ثابت می کند که ماگمای مذاب ، هادی جریانهای الکتریکی است و ضریب هدایت الکتریکی بالائی در رساندن الکتریسیته ابرها به ستاره ضد ماده درون زمین دارد و وقتی هم الکتریسیته ابرها به این سهولت و از طریق ماگمای فوران کرده آتشفشانها به درون زمین منتقل می شود قاعدتاً بارندگی سیل آسائی بوجود می آید حالا وقتی که فشار ماگمای زیر پوسته جامد زمین بالا می رود معنی آن این است که این ماگما با فشار خود همه حفره های خالی زیر پوسته را پُر می کند و یا به روایت دیگر ، اتصال الکتریکی پوسته جامد منطقه با ستاره ضد ماده درون زمین « جایگاه پوزیترونها ـ ضد الکترونها » را کامل تر می کند و جاذبه الکتریکی پوسته منطقه به نحو چشمگیری بالا می رود یعنی مقاومت الکتریکی زمین منطقه کم می شود که نتیجه اش جذب ابرها به منطقه و صاعقه ها و رگبار بارانهاست .
به همین علت است که پس از زمین لرزه های سهمگین وسقوط پوسته جامد منطقه به حفره زیرین خود که باعث فشار بر ماگمای مذاب و بالا رفتن این فشار که باعث اتصال کامل الکتریکی پوسته جامد با مذاب زیرین می شود ، بارانهای سیل آسا ریزش می کند که این مورد را در مناطق زلزله زده ای که در لحظه وقوع زلزله ابر آلود بوده اند دیده ایم از جمله سالها پیش در زمین لرزه سهمگین شمال افغانستان مشاهده گردید. که پس از زمین لرزه چنان باران شدیدی بارید که سیلاب آنچه زلزله بر جای گذاشته بود با خود برد.
پس :
1 ــ پس از زمین لرزه های شدید و بالا رفتن فشار ماگمای زیر پوسته جامد زمین ، جاذبه الکتریکی منطقه شدیداً بالا می رود که باعث بارندگی ها و همچنین استهلاک شدید خطوط فشار قوی منطقه می شود.
2 ــ عدم بارندگی و عدم جذب ابرها به منطقه نشانه کم شدن فشار ماگمای زیر پوسته جامد است و نشان می دهد که بین ماگما و پوسته جامد زمین منطقه فاصله و فضای خالی وجود دارد که باعث کم شدن اتصال الکتریکی پوسته جامد با ماگما شده است و باز این علامت خوشایندی نیست چرا که پوسته منطقه مانند سقفی بی تکیه گاه و بی ساپورت است و عنقریب با کوچکترین تنشی شکسته خواهد شد و فرو خواهد ریخت که این تنش می تواند آبگیری یک سد بزرگ باشد و یا حرکت و تأثیر جاذبه ماه و خورشید بر فرازپوسته جامد منطقه.
تأثیر فشار ماگما بر تغییرات ناگهانی جوی منطقه :
گرما ذره است و در شرایط خاصی می تواند به ذرات الکترون « الکتریسیته » تبدیل گردد « ترمو الکتریک »
ذرات تابشی خورشید بر زمین هم پس از برخورد با پوسته زمین به الکتریسیته تبدیل گردیده و از طریق پوسته رسانای زمین به طرف ستاره ضد ماده درون زمین « جایگاه پوزیترونها ـ ضد الکترونها » منتقل می گردد و مُسَلَم است وقتی که ذرات گرما به این طریق از محیط عمل خارج می شوند لاجرم سردی و برودت حکفرما می شود.
به همین خاطر است که پوسته زمین علی رغم میلیاردها سال دریافت ذرات گرمای تابش خورشید به نقطه ذوب نمی رسد و شرایط نرمال حرارتی زیستی خود را حفظ کرده است حالا هر نقطه از پوسته جامد زمین که جاذبه الکتریکی بالاتری داشته باشد « مقاومت الکتریکی زمین آن منطقه کم باشد » سرد تر و به اصطلاح ، سردسیر است و دارای بیشترین بارندگی ها.
بالعکس هر منطقه ای که بخاطر نوع ساختار عناصر سازنده پوسته اش دارای کمترین جاذبه الکتریکی یعنی مقاومت الکتریکی زمین منطقه اش بالا باشد ، هوایش گرم و از کمترین سالانه بارندگی ها برخوردار خواهد بود .
کوهستانها بواسطه ساختار رسانائی الکتریکی ترکیبات عناصرش ، جاذبه الکتریکی بالائی دارند به همین خاطر ابرها را به خود جذب ، دارای بیشترین بارندگی و توان نگهداری برف تا مدتها طولانی دارند و همچنین دارای برودت هستند .
بنابراین دمای هر منطقه به میزان جاذبه الکتریکی زمین آن منطقه بستگی دارد و جاذبه الکتریکی هم وابسته به مقدار فشار ماگمای مذاب زیر پوسته جامد آن منطقه است.
وقتی که به ناگهان منطقه ای پس از مدتی بی بارانی وخشکسالی دچار صاعقه ها و بارندگی ها و برودت غیر متعارف و شدیدی می شود معنی آن این است فشار ماگمای مذاب زیر پوسته جامدش بالا رفته و باعث شده است که اتصال الکتریکی پوسته با ستاره ضد ماده درون زمین کامل تر شود و جاذبه الکتریکی پوسته منطقه به ناگهان بالا رود.
با این مطالب نتیجه می گیریم که :
1 ــ در زمان رگبار بارندگی ها و یا برودت شدید ، محال است که زلزله ای در منطقه رُخ دهد چون فشار ماگمای مذاب زیر پوسته جامد منطقه بالاست و حفره خالی که باعث زمین لرزه می شود در زیر پوسته وجود ندارد.
2 ــ بارندگی ها و برودت شدید پس از زمین لرزه ها و برقراری اتصال الکتریکی کامل پوسته با ماگما بوجود می آید و در این رابطه در نوشته هایم بارها هشدار داده ام که اولین شب زلزله زدگان بسیار سرد است و در تمهیدات کمک رسانی ، پتو و وسایل گرما زا از الویت نیاز های زلزله زدگان است و به این موضوع بسیار اهمیت دهیم.
3 ــ گرم شدن غیر متعارف هوا و عدم بارندگی نشانه کم شدن جاذبه الکتریکی پوسته منطقه به خاطر فشار کم ماگمای مذاب زیر پوسته منطقه و وجود حفره و فضاهای خالی در زیر این پوسته ، منطقه مستعد بروز زلزله است و باید آمادگی پذیرش آنرا داشته باشیم.
احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرارناب هستی »

این نظر توسط احمد فتحی در تاریخ 1393/12/2 و 3:20 دقیقه ارسال شده است

پروژه باران زائی
آب مایه حیات و تداوم زندگی ست . نگران از بی آبی ها هستیم. ابرها روز بروز بخیل تر می شوند و بدون قطره ای بارش از منطقه عبور می کنند ما هم با حسرت بدون هیچ اقدامی فقط با نگاه بدرقه شان می کنیم !
هر ازگاهی با هواپیما ، موادی از نمک های نقره بر سطحشان می پاشیم ولی با این ده دقیقه بارش ، خرجش به دخلش نمی ارزد وجوابگی امید بخشی از فردای بی آبی ها و تشنگی ها نیست .
از طرفی ، زمان فوران آتشفشانها و لحظه جلوه نمائی صاعقه ها دیدن دارد. ابرها در چنین لحظاتی بار الکتریکی خود را به شکل صاعقه و با رگه های نور بسیار شدید به طرف ماگمای در حال خروج و مخصوصاً به طرف دهانه آتشفشان پرتاب می کنند .
این ترفند و این تردستی طبیعت بر دانش امروزی بشر ، رمز و رازاست و علم ما متأسفانه هنوز به آن مرحله از تکامل نرسیده است که پی به علت بروز صاعقه ها بر فوران آتشفشانها ببریم و بدانیم که چرا این رگه های جرقه صاعقه ها بیشتر به دهانه آتشفشان در حال فوران اصابت می کند ؟! که اگر به این مورد مهم فیزیکی آشنا گردیم و علت این امر را کشف کنیم ، دوران نگرانی و دلهره از عدم بارندگی و خست ابرها به سر خواهد آمد و ابرها فرمانبردار مطلق ما در بارندگی ها خواهند شد و آنوقت معضل پیش روی کویر و بیابان زائی هم برای همیشه بر طرف و در هر گوشه از کویر لوت را که اراده کنیم به ابرها فرمان گسیل و بارش خواهیم داد.
اما رسیدن به این واقعه شیرین و بزرگ شرط دارد و شرطش اینست که پژوهشگری واقعیت نگر باشیم و دنیا و فیزیک آنرا همانگونه که هست بپذیریم.
مشکل کنونی اصحاب دانش و ناکامی های تحقیقاتی عصر حاضر تعصبات حراست از آموخته های قبلی «علوم وارداتی » و ضابطه دنباله روی از دانشمندان ماقبل است و اگر اندیشه آن دانشمند از واقعیت دور بوده ، سرسختانه و گاهی با عصبانیت حاضر به پذیرش نیستیم و با چوب اتهام شبه علم و القابی از این دست ، نو اندیشان را از خود دور می کنیم و اینچنین است تکراری به دور خود می چرخیم.
کُره زمین دارای نیروی مهم جاذبه الکتریکی ست که این نیرو باعث جذب الکتریسته سطح و پیرامون زمین مانند الکتریسیته ابرها و انتقال آنها به درون زمین می شود.
انتقال پرتابی الکتریسیته ابرها به زمین ، صاعقه است و صاعقه فقط به نقاطی از زمین که جاذبه الکتریکی بالائی داشته باشد برخورد می کند .
بار الکتریکی یا الکتریسیته ابرها ، تجمع الکترونهاست و این الکترونها هم دارای بار منفی هستند.
در فیزیک این جهان ، ذرات خواهان جذب به سوی متضادشان هستند بنابراین الکترونهای منفی «الکتریسیته » هم تمایل شدید دارند تا به متضاد خود یعنی پوزیترونهای مثبت برسند و جایگاه پوزیترونهای مثبت هم ستاره ضد ماده درون زمین است اینجاست که سطح و پوسته زمین الکتریسیته خواه می شود و سیم های اِرت صاعقه گیرها و چاههای اِرت صنعت برق تعریف خودشان راپیدا میکنند .
در نیروی جاذبه الکتریکی کُره زمین و در رسیدن الکترونهای منفی سطح زمین به پوزیترونهای مثبت درون زمین ، وسیله انتقال و حمل « سیم برق ـ سیم اِرت » لازم است که این وسیله باید هادی و رسانای جریان الکتریکی باشد و ضریب هدایت الکتریکی مطلوبی داشته باشد که پوسته جامد زمین بواسطه داشتن نوع ترکیبات تشکیل دهنده خود ، نقش واسطه حمل یا نقش سیم برق انتقال دهنده الکتریسیته سطح زمین به اعماق زمین را داراست حال هر چه ترکیبات سازنده پوسته منطقه ای رسانا تر باشد آن منطقه دارای جاذبه الکتریکی بیشتر و بخاطر قدرت بیشتر تخلیه بار الکتریکی ابرها ، بالاترین سرانه بارندگی ها را خواهد داشت .
آتشفشان ، سوپاپ فشار مذاب درون زمین است .وقتی که فشار مذاب بالا رود ، این مذاب که ماگما نام دارد ازروزنه ای به سطح زمین راه پیدا کرده و فوران می کند.
ماگمای مذاب ، رسانائی مطلوبی در انتقال جریان الکتریکی دارد و چون در لحظه فوران ، این ماگما به صورت پیوسته از زیر پوسته جامد به سطح زمین روانه می گردد ، مانند سیم اِرت به قطر و ضخامت دهانه آتشفشان ، دهانه آتشفشان را به اعماق و مرکز زمین اتصال الکتریکی می دهد یا می توانیم اینگونه بگوئیم و اینگونه تصور کنیم که در لحظه فوران آتشفشان ، روزنه آتشفشان چاه اِرت ژرفی به اعماق زمین است که سیم اِرت این چاه ، ماگمای در حال فوران آن است.
به همین علت این فوران آتشفشان دارای نیروی فوق العاده قوی جاذبه الکتریکی ست که باعث می شود ابرهای پیرامون به سوی دهانه فوران تجمع و بار الکتریکی خود را به صورت صاعقه سمت و سوی آن پرتاب نمایند و باعث بارندگی گردند.
نتیجه :
پرتاب صاعقه ها بر دهانه آتشفشان در حال فوران ثابت می کند
که :
1 ـ جهان با آنچه تاکنون از علوم وارداتی آموخته ایم مغایرت دارد...دنیا ، دنیای تضاد است والفبای فیزیک هم تضاد ذرات می باشد .
2 ـ با نگاهی به این فرایند طبیعت و از همین کانال و با اطمینان خاطر ، پروژه باران زائی ابرها را شروع کنیم و بدانیم اگر شرایط مطلوب تخلیه بار الکتریکی ابرها را در منطقه ای فراهم آوریم ، بارش های در خور توجه ای خواهیم داشت مثلاً اگر در ارتفاعات سرشاخه های سدها با پوشش مثلاً توری فلزی و به هم متصل کردن آنها صاعقه گیر بسازیم و کابل اِرت این صاعقه گیرها را به چاه اِرت پائین دامنه وصل کنیم ، بارندگی بسیار رضایت بخشی بوجود خواهد آمد و مهمتر اینکه با این روش می توانیم چهره مناطق کویری و بیابانی را عوض کنیم یعنی اگر در مناطق کویری چنین صاعقه گیر هائی بسازیم و سیم اِرت آنها را دهها کیلومتر دور تر و در مناطق خوش آب و هوا که دارای جاذبه الکتریکی بالائی ست به چاه اِرت وصل کنیم ، این منطقه مُرده کویری سرسبز و زنده خواهد شد.
احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »





این نظر توسط احمد فتحی در تاریخ 1393/10/25 و 22:37 دقیقه ارسال شده است

فرو چاله ها ، رمزگُشای اسرار زمین لرزه
« قابل توجه هیدرو ژئولوژیست ها و زلزله شناسان »
در علم زمین شناسی و در مورد فروکش کردن و فرو رفتن سطح زمین با دو مقوله مهم و قابل توجه « فرونشست » و « فروچاله » روبرو هستیم که این دو مقوله بسیار با هم متفاوت و منشاء بوجود آمدن مختلفی دارند که متأسفانه زمین شناسان هر دو را با یک چوب می رانند و علت بوجود آمدن هر دو را برداشت بی رویه از آبهای زیر زمینی و پائین رفتن سطح آبهای زیر زمینی می دانند .
شک نیست که در این پنجاه ساله اخیر بیرحمانه به تاراج منابع آبهای زیرزمینی پرداختیم و سطح این منابع را بطرز وحشتناکی پائین برده ایم که اثرات مخرب آنرا اینک حس می کنیم .
یکی از اثرات این تخریب و پائین بردن منابع آبهای زیر زمینی ، فرونشست زمین دشت هاست که فعلاً تا نیم متر در بعضی نقاط فروکش کرده و ترک هائی بر سطح زمین بوجودآورده که این معضل در رفسنجان بیداد می کند بطوریکه این ترک های زمین باعث شکاف سقف و دیوارهای منازل و ساختمانها می شود و مردم این منطقه به این ترک های فرو نشستی زمین ، « درُم زمین » می گویند بنا براین فروکش کردن سطح وسیع و گسترده اما با پائین رفتن محدود و در حد دهها سانتیمتر ، « فرونشست » است و بررسی این موضوع در حیطه و پژوهش و مسئولیت هیدروژئولوژیست هاست و این مورد را در منطقه رفسنجان و دیگر مناطقی که بی رویه
دست به استخراج منابع آبهای زیر زمینی زده اند و نمی دانند که موهبت های طبیعت میراث گذشتگان به ما نیست تا حیف ومیل کنیم بلکه امانتی است از آیندگان در دست ما ، مشاهده می گردد.
و اما « فرو چاله » که ناگهان گودال خوفناکی به قطر حدود 60 متر و به ژرفای حدود صد متر بوجود می آید هیچ ارتباطی با برداشت بی رویه از منابع آبهای زیر زمینی ندارد و این موضوع فقط در دایره تحقیقات زمین شناس و زلزله شناس است که متأسفانه هنوز دانش زلزله شناسی هم به آن مرحله از تکامل نرسیده است که پی به ماهیت زمین لرزه ها ببرد و حفره های خالی شده زیر پوسته جامد زمین را بشناسد.
زیر پوسته جامد مناطق زلزله خیز زمین بی وقفه خالی می شود و سپس این پوسته می شکند و بر روی مذاب زیرین فرو می افتد که این فروافتادن ها زلزله است و جای شکستگی ها هم گسل می باشد که تداوم این عمل باعث تحلیل رفتن و کوچکتر شدن زمین می شود و اشتقاق وپراکندگی قاره ها و حرکت قاره آمریکا به سمت وسوی اقیانوس زلزله خیز آرام به علت تحلیل رفتن و کوچک شدن کره زمین می باشد یعنی نه تنها کره زمین بلکه همه سیارات با اقمارشان در روند تکاملی خود به تحلیل می روند وکوچک می شوند.
در اینجا باز هم متذکر می شوم که در روند خالی شدن زیر پوسته جامد مناطق زلزله خیز زمین ، ذرات و محتویات نامیرا و جاوید درون زمین به صورت انوار شفق قطبی از قطبین زمین خارج و به پهندشت فضا ساطع می شوند تا در گوشه دیگری از فضا ، ملات و مصالح زایش ستارگان آینده باشند.
اگر در منطقه داوران رفسجان فرو چاله ای به نام « چاه دریا » بوجود آمده مسبب آن وجود حفره و فضای خالی زیر آن بوده که در مقطع نا معلومی از زمان باعث سقوط و فرو افتادن قسمتی از خاک پوسته زمین این منطقه شده است و همچنین گودال اختیار آباد کرمان و یا فرو چاله های بوجود آمده در کبوترآهنگ همدان و بسیاری نقاط دیگر همه و همه این فرو چاله ها در اثر خالی شدن زیر پوسته جامد زمین و فرو افتادن بوجود می آیند .
فرو چاله ها به دو صورت نمود دارند :
1 ـ اگر فرافتادن ها در وسعت وشعاع محدود ولی ژرفای عمیق باشد منجر به پیدایش چاه دریا و یا گودال اختیارآباد می شود.
2 ـ اگر فرو افتادن وسقوط پوسته جامد زمین در وسعت وسیع و ارتفاع سقوط کم صورت پذیرد زمین لرزه ای مانند زلزله بم و یا زلزله ورزقان رخ میدهد که این فرو چاله به شکل بشقابی و اختلاف ارتفاع لبه های گسل یا لبه های این بشقاب در حد حداکتر یک متر یا دو متر ولی ارتفاع فرو کش کردن در مرکز بشقاب یا مرکز زلزله محسوس تر است بطوریکه باعث بالا آمدن سطح آب چاههای مرکز زلزله و یا زنده تر شدن و پر آب تر شدن قنات هائی که به مسیر مرکز بشقاب روان هستند می شود.
تفاوت فرونشست و فروچاله:
1 ـ فرونشست در اثر پائین رفتن سطح منایع آبهای زیرزمینی به صورت ندریجی و به ملایمت و به کُندی بوجود می آید ولی فرو چاله به صورت ناگهانی وسریع قسمتی از پوسته زمین می شکند و به داخل حفره خالی شده زیرین خود سقوط میکند.
2 ـ فرو نشست در همه مناطق کره زمین که برداشت بی رویه از منابع آبهای زیر زمینی داشته اند بوجود می آید ولی فرو چاله ها فقط در مناطق زلزله خیز رُخ میدهد .
3 ـ فرونشست ها در حد 50 سانتیمتر هستند ولی ژرفای فرو چاله ها گاهی به بالاتر از صد متر می رسد .
4 ـ وسعت فرونشست ها وسیع و همراه شکاف وترک های زمین است ولی وسعت و قطر دایره فرو چاله ها در حد و حدود 60 متر و یا کمتر است .
بی مناسبت نیست اگر گفته شود چنانچه به ناگهان سطح آب منابع زیرزمینی منطقه ای به طرز عجیب وغیر متعارف و دور از ذهنی پائین رود تعجب نکنید چون به ناگهان فرو چاله ای پنهان و عظیم با ژرفای بسیار زیاد در اعماق پنجاه یا صدمتری زیر سطح زمین بوجود آمده و آب های زیر زمینی منطقه را به درون خود بلعیده است .
احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »


پاسخ : با تشکر از مطلب علمی شما

این نظر توسط اميركوروش در تاریخ 1393/10/3 و 20:31 دقیقه ارسال شده است

NHK JPN :
Asia weather will
change. This change in
the Middle
East is becoming more
evident. Two polar and
tropical jet stream from
December 29 to January
are about to merge in a
very cold and snowy in
the Middle East and
parts of North Africa
brings. The probability
of several
unprecedented snow
storm in the Middle
East. The residents of the
area have told you
waiting for nature\'s
power. East Asia is
expected to be a snowy winter

این نظر توسط ایمان در تاریخ 1393/10/1 و 21:48 دقیقه ارسال شده است

با اجازه مدیریت وب :
همه میتونن استفاده کنن

خدمتی دیگر از گیلان فورکا ! استفاده از نقشه های سایت Weather Bell

http://guilanforeca.ir/Agahi/683/خدمتی-دیگر-از-گیلان-فورکا--استفاده-از-weathet-bell.html


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی