تبلیغات
دسته بندی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

جستجوگر پیشرفته سایت






چرا در قطبین زمین بارش نیست؟!


چرا در قطبین زمین بارش نیست؟!


 

هدفم از پرداختن به مطلب عدم بارندگی در قطبین زمین ، معرفی کردن و نمایان ساختن هر چه بیشتر مکانیزم ناشناخته ومرموز بارندگی هاست . این امر بسیار مهم است مخصوصاً در کشور ما که نیاز به آب روز بروز محسوس تر و حیاتی تر می گردد .

  هر منطقه ای از کُره زمین که کمترین بارندگی را داشته باشد ، کویر است و قطبین شمال وجنوب زمین هم نوعی کویر محسوب می شوند چرا که در آنجا از بارش ها ، رعد وبرق ها و صاعقه ها خبری نیست .

تفاوت ابر با بخار آب:

1 ـ بخار آب در برودت به قطرات آب تبدیل می شود ولی ابر در برابر برودت وسرما به قطرات آب تبدیل نمی شود به همین علت است که علیرغم برودت ارتفاعات آسمان ، ابر ماهیت ابر بودن خود را حفظ می کند

2 ـ بخارات آب که به صورت رطوبت هوا نمود دارند ، مرئی و قابل دیدن نیستند ولی ابرها ، مرئی و به رنگهای سفید و تیره قابل دیدن هستند .

3 ـ قطرات آب و رطوبت هوا فاقد بار الکتریکی می باشند ولی ابرها مانند خاذن دارای بار الکتریکی می باشند وهر چه این خاذن از بار الکتریکی پُرتر باشد ، رنگ ابر تیره تر وبخاطر جاذبه الکتریکی زمین ، به سطح زمین نزدیکتر می شود .

4 ـ ابر همان رطوبت هوا یا بخارات آب است که در منفذ و فضاهای بین ملکولی آن مملو از الکترون « الکتریسیته ساکن » می شود و جای گرفتن این بار الکتریکی در فضاهای بین ملکولی آن باعث تبدیل بخار آب نامرئی به ابر سفید مرئی می شود و گفتیم که هر چه این بار الکتریکی بیشتر شود ـ ابر سفید ـ تیره تر شده و به سطح زمین نزدیکتر می شود.

بنا براین عاملی که باعث بارش یعنی تبدیل شدن ابر به قطرات آب می شود برودت وسرما نیست .نقش سرما در بارش ها فقط بوجود آوردن تگرگ و بلورهای برف از این قطرات بارش است.

عامل بارندگی ، تخلیه بار الکتریکی ابرهای تیره نزدیک سطح زمین به اِرت زمین است به همین علت است که لحطه ای پس از رعد و برف و صاعقه ، رگبار بارش و باران شروع می شود وپس از بارندگی به علت بالا رفتن رطوبت هوا و رساناتر شدن مسیر انتقال بار الکتریکی ابرها به اِرت زمین ، این انتقال الکتریکی نیازی به صاعقه و رعد و برق ندارد و بار ابرها به ملایمت به زمین تخلیه می شوندو بارندگی تداوم می یابد.

مسئله مهمی که تا کنون مجهول مانده ، چگونگی باردار شدن الکتریکی ابرهاست یعنی ابرها این انبوه الکتریسیته خود را از کجا به دست می آورند؟! ومحور صحبت این مقاله هم همین موضوع بسیار است.

 نظریات گوناگونی در این مورد بیان شده ولی آنچه مُسلم است برای پیدا کردن واقعیت باید نگاهی تازه و نو به فیزیک ذرات مخصوصاً « ماهیت نور» داشته باشیم .

نور ، ذره است یا موج ؟! ماکس پلانگ آنرا بسته هائی از انرژی به نام کوانتوم معرفی کرده و...

اگر روزی دانش بشر متوجه شود که نور مانند دیگر ذرات مادی ، ذره است و این ذرات می توانندبه ذرات دیگری مانند الکترون « الکتریسیته» تبدیل گردند و یا از ذرات دیگری بوجود آیند ، پنجره ای به دنیای ناشناخته های علمی جهان باز خواهد شد و آنوقت بشر به بسیاری از راز و رمزهای هستی پی خواهد برد مثلاً متوجه خواهد شد که این ذرات شفق های قطبی ساطع شده از قطبین زمین ، محتویات درون زمین هستند که به پهندشت فضا ساطع می شوند تا ملات و مصالح زایش ستارگان آینده باشند که پیامد تدریجی این عمل ، کوچک شدن و به تحلیل رفتن کُره زمین و همچنین بروز زمین لرزه هاست.

به هر حال ، از صفحات خورشیدی « از نور خورشید » به روش فتو الکتریک ، الکتریسیته استحصال می کنیم ولی نمیدانیم که این الکترونهای جاری  « الکتریسیته »استحصال شده از صفحات خورشیدی همان ذرات تبدیل شده نور خورشید هستند که به الکتریسیته تبدیل شده اند و به این نوری که باعث بوجود آودن الکتریسیته شده است می گوئیم انرژی !

آب اقیانوسها و دریاها در اثر تبخیر سطحی به عنوان بخار آب یا رطوب به طبقات بالا صعود می کند. این ملکولهای تصعید شده بخارآب نامرئی هستند ولی کم کم و در اثر فرایند فتوالکتریک و جذب ذرات نور خورشید ، این ذرات نور به ذرات الکترون « الکتریسیته ساکن » تبدیل شده و در بین منافذ ملکولهای بخار آب قرار می گیرند و کم کم این بخارات آب در اثر بار دار شدن به رنگ سفید مرئی در می آیند حال هرچه ابر در مجاورت بیشتر نور خورشید باشد ، پُر بارتر و رنگ آن تیره تر می گردد.

در قطب شمال یا جنوب زمین که این مناطق در زمستانها شش ماه از سال را در محرومیت تابش خورشید ونیمه تاریک می گذرانند چگونه ابرها در اثر تابش نور خورشید باردار الکتریکی گردند و روند بارندگی ها را بوجود آورند . اگر هرازگاهی برف مختصری هم ریزش کند ، این ریزش ها برف نیستند بلکه رطوبت هوا می باشند که در اثر سرمای فوق العاده قطب منجمد می شوند. 

منبع: احمد فتحی ـ مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »  

 

نویسنده : | در : دوشنبه 03 آذر 1393 ساعت: | دیدگاه: ()
تعداد بازديد : 779
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بخش نظرات این مطلب



این نظر توسط احمد فتحی در تاریخ 1394/4/30 و 12:05 دقیقه ارسال شده است

هواشناسی مقصر نیست
در سیل هولناک اخیر در کار سازمان هواشناسی و مدیریت بحران هیچگونه قصور و کوتاهی وجود ندارد .عدم پیش بینی این سیل که متأسفانه باعث کشته شدن تعدادی از مردم شده است بخاطر ناکاملی علم هواشناسی بشر است که هنوز به آن مرحله از تکامل نرسیده است که بارندگی ها ، ابرها و درون زمین را بشناسد.
با این بارندگی و سیل ویرانگر تابستانه که در اوج فصل گرما بوقوع پیوست ثابت شد که برودت نقشی در میعان ابرها ندارد و در نقاط معتدله نیمکره های زمین هم امکان بارش های حاره ای وجود دارد.
بنابراین در نقشه های هوا شناسی نباید فقط به تداخل توده های هوای گرم و هوای سرد و فشار هوا در امر بارندگی ها اکتفا کرد . فشار هوا فقط یکی از پارامترهای بارندگی است و حرف اول بارش ها را جاذبه الکتریکی زمین منطقه می زند که باعث تخلیه بار الکتریکی ابرها و بارندگی ها می شود.
رگبارصاعقه بر گدازه یا ماگمای خروجی دهانه آتشفشانها نشان دهنده رسانای الکتریکی بودن ماگمای درون زمین است یعنی این ماگمای خروجی آتشفشانها مانند کابل برق ، دهانه آتشفشان را به اعماق زمین اتصال الکتریکی می دهد و باعث تخلیه بار الکتریکی ابرهای منطقه به درون زمین می شود که این تخلیه الکتریسیته ابرها بصورت رگبار رعد و برق بر دهانه آتشفشان نمود پیدا می کنند .
بنابراین حرف اول بارندگی را جاذبه الکتریکی زمین منطقه می زند حال هر چه جاذبه الکتریکی زمین بیشتر باشد ، بارش شدید تر خواهد بود.
یکی از عوامل تغییرات جاذبه الکتریکی زمین هر منطقه فشار ماگمای زیر پوسته جامد زمین آن منطقه است که این فشار باعث اتصال الکتریکی فشرده تر و کامل تر پوسته زمین با درون و مرکز زمین شود و فشار ماگما را هم جاذبه مد گرفتگی ماه و خورشید بر فرار آن منطقه بوجود می آورد.
مد گرفتگی فقط مختص آبهای سیال دریا ها و اقیانوسها نیست . ماگمای مذاب زیر پوسته جامد زمین هم روان و سیال است و به صورت مد واکنش نشان می دهد که این مد گرفتگی ماگما باعث با لا آمدن و فشار به زیر پوسته جامد می شود که نتیجه اش برقراری کامل اتصال اکتریکی با پوسته جامد و بالا رفتن جاذبه الکتریکی زمین منطقه و بارندگی ها می شود.
پیامد شدت یافتن جاذبه الکتریکی فقط بارندگی ها نیست . طوفانها و بادهای شدید و جابجائی ریز گردها هم از از اثرات مدگرفتگی ماگماست کما اینکه همزمان با بارش های سیل آسا در تهران و بیشتر مناطق کشورمان ، استان یزد و کرمان در ریزگردها غوطه ور بودند.
یکشنبه شب بیست و هشتم تیرماه که این اتفاق اسفناک وقوع سیل در جاده چالوس و بسیاری از مناطق کشور رخ داد به لحاظ فشار ماگمای زیر پوسته جامد زمین این مناطق بود که ماحصلش با لا رفتن جاذبه الکتریکی زمین و بارندگی ها و طوفانها شد که صحت این ادعا هم بدینگونه قابل بررسی و آزمایش است :
1 ـ جاذبه الکتریکی زمین باعث بلعیدن الکتریسیته خطوط انتقال فشار قوی به درون زمین می شود یعنی الکتریسیته در طول خطوط مستهلک می شود بنابراین شرکت توانیر در این لحظات بغرنج بارندگی از بالا رفتن غیر متعارف هدر رفتن و استهلاک خطوط انتقال فشار قوی این مناطق به خوبی آگاه است.
2 ـ بالا رفتن فشار ماگمای زیر پوسته جامد زمین از خروجی گاز و بخارات دهانه آتشفشان آن منطقه قابل بررسی خواهد بود بر این اساس در این لحظات باید بخار و گازهای دهانه آتشفشان کوه دماوند که در مناطق سیل زده قرار دارد بیشتر شده باشد.
3 ـ خالی شدن و بوجود آمدن حفره در زیر پوسته جامد زمین ، منطقه را مستعد زلزله یعنی شکسته شدن پوسته جامد و فرو افتادن آن در مذاب زیرین می کند بنابراین در مناطق سیل زده که فشار ماگما بالاست ، زلزله رخ نمی دهد .
در لحظات بارندگی و سیل هیچوقت زلزله رخ نمی دهد بلکه پس از زلزله ها و فروافتادن پوسته جامد در مذاب و بالا رفتن فشار ماگما و شدت یافتن جاذبه الکتریکی ، بارندگی روی می دهد.
احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

این نظر توسط احمد فتحی در تاریخ 1394/1/31 و 14:09 دقیقه ارسال شده است

ساعت زمین
ساعت زمین ، یک رُخ داد سازماندهی شده جهانی توسط صندوق جهانی طبیعت است که در آخرین شنبه ماه مارس هر سال در همه کشورها برگزار می گردد.
در این ساعت تعیین شده « ساعت 20:30 الی 21:30 به وقت محلی شرکت کنندگان » همه خانواده های این کُره مسکونی با خاموش کردن چراغ ها و سایر دستگاههای الکتریکی غیر ضروری به مدت یک ساعت به هدف اینکه آگاهی درباره تغییرات آب و هوائی و صرفه جوئی و مصرف محطاطانه الکتریسیته در جهان ابقاء شود ، در این حرکت همگانی شرکت می کنند.
این پیشنهاد اولین بار در سال 2007 توسط روزنامه « سیدنی مورنینگ هرالد » مطرح شد و که در پی آن 2/2 میلیون نفر از اهالی سیدنی اقدام به خاموش کردن چراغ ها و وسایل الکتریکی غیر ضروری خود کردند و به دنبال این اقدام سیدنی بسیاری از شهرهای دیگر جهان هم به این حرکت زیبا و حیات بخش پیوستند.
در ایران هم نخستین گرامیداشت ساعت زمین در سال 1390 و با خاموش کردن چراغ های برج میلاد انجام گرفت و در سال 1391 به همین مناسبت چراغ های سی و سه پل اصفهان و پل سفید اهواز را خاموش کردند و باز در سال 1393 ، تبریز ، اصفهان ، رشت و قم این حرکت را گرامی داشتند .
چهارمین حرکت ساعت زمین در تاریخ هشتم فروردین امسال برگزار شد که در پی آن بسیاری از شهرهای ایران اقدام به خاموش کردن چراغ های خود کردند.
ساعت زمین ، بزرگترین هم اندیشی این جمعیت هفت میلیاردی کُره زمین است تا از بطن آن دشمن خوش چهره و زیبا ولی بی رحم محیط زیست شان را بشناسند و پی به عامل پیری زود رس زمین در این یکصد ساله اخیر ببرند.
در دوران دبستان به ما می گفتند که توماس ادیسون مخترع برق است و دنیا مدیون نبوغ و خدمات اوست . آن روزها هنوز اسم مایکل فارادی به گوشم نخورده بود.
سر کلاس آقای گلچین انگشتم را گرفتم بالا :
ــ آغا با اجازه ... ادیسیسو « ادیسون » که میگن آدم خوبی بوده الان توی بهشته یا توی جهنم ؟! اگه توی بهشته چه جوری مسلمون نیس ، بُردنش بهشت؟!
و امروز بعد از نیم قرن که خدمات توماس ادیسون و سایر خدمتگزاران و نوع آوران برق را مرور می کنم ضمن ادای احترام به این نوابغ بزرگ ، نمی توانم کتمان کنم که اختراع برق و راه یافتن این پدیده شوم به زندگی مردم و وابسته کردن زندگی بشر به این اختراع مخرب ، ضربه هولناکی بر پیکر کُره زمین بود .
اثبات و آزمایش این ادعا ، آخرین شنبه ماه مارس هر سال وقتی که به مدت یک ساعت چراغ ها و وسایل الکتریکی همه شهرهای کُره زمین خاموش می شوند می باشد . در این ساعت اگر اکیپی از پژوهشگران و محققین در قطبین زمین مستقر باشند به وضوح و با تعجب خواهند دید که در این ساعت یاد شده ، شدت انوار شفق های قطبی به طرز بسیار زیادی فروکش می کند و به محض پایان وقت یکساعته و روشن شدن چراغها ، این انوار دوباره شدت می گیرند و افزون می شوند فقط کاش ساعت تعیین شده خاموشی به وقت محلی کشورها نبود و لحظه واحدی را در این روز برای خاموشی معین می کردند چرا که ساعات کشورهای مختلف بخاطر طول جغرافیائی مختلف با یکدیگر اختلاف زمانی دارند و باز ایکاش در این روز مهم و در این ساعت مهم ، نیروگاههای تولید برق سراسر جهان خاموش می شد آنوقت شدت فروکش کردن انوار شفق های قطبی دیدنی تر بود.
اگر این آزمایش اجرا شود و صحت آن بر مجامع علمی ثابت گرددآنوقت با دلایل علمی ادامه خواهم داد که عامل شدت یافتن زلزله ها ، گرم شدن هوای کُره زمین ، بالا آمدن سطح آب دریاها و اقیانوسها و در کُل ، علت پیری زود رس کُره زمین در این یکصدساله اخیر فقط نیروگاههای تولید برق بیشمار کشورهای اروپائی و آمریکا بوده اند.
احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »




این نظر توسط احمد فتحی در تاریخ 1393/12/22 و 10:59 دقیقه ارسال شده است

آزمایش فوکو، اثبات عدم حرکت وضعی کُره زمین ــ قسمت دوم
در قسمت اول این مقاله و با استناد به آزمایش مهم فوکو عنوان کردم که کُره زمین فاقد حرکت وضعی می باشد و یک سمت آن همیشه به طرف خورشید است .
چون طرح این موضوع در تاریخ علم بی سابقه و ذهن های کنجکاو بی صبرانه پیگیر این ادعا هستند و از طرفی آگاهی به این واقعیت طبیعت می تواند رهگشا کشف ناشناخته هائی چون علت بوجود آمدن زلزله ها ، چگونگی گرد بادها و طوفانها ، چگونگی مسیر ابرها و ریزگردها و همچنین چگونگی تغییرات ناگهانی جاذبه الکتریکی مناطق و بارش های سیل آسا گردد بر این مبنا باز آزمایش فوکو را با استدلالی نوین در مدارهای عرض جغرافیائی مختلف کُره زمین ، از قطب شمال تا قطب جنوب را انجام میدهیم تا کاملاً ثابت گردد کُره زمین به دور محور خود نمی چرخد و این چرخشی که به عنوان حرکت وضعی زمین از آن نام می برند فقط چرخش جداره ماده و جامد کره زمین بر روی ستاره ضدماده درون زمین است .
زمین مسکونی ما مانند خورشید و سایر ستارگان ، ستاره ای ملتهب و فروزان از جنس ضد ماده است منتها جداره اش تحت تأثیر چسب های هسته ای ارسالی از سوی خورشید « مزون های تشعشعات کیهانی » سنتز هسته ای شده و به ماده «عناصر و اتمهای مختلف » تبدیل شده است و همه کُراتی را هم که به عنوان سیاره و قمر می شناسیم مانند کره زمین ستارگانی از جنس ضد ماده هستند که جداره شان تبدیل به ماده شده است .
ماده و ضد ماده ، اساس نیروی جاذبه طبیعت است یعنی ضد ماده با قدرت ، ماده را به سوی خود جذب می کند.
کُره زمین ستاره ای از جنس ضدماده است با توان نیروی جاذبه و سطح و جداره این ستاره هم از ماده تشکیل شده است که جذب این ماده به طرف مرکز زمین ، تعریف نیروی جاذبه یا نیروی گرانش زمین می باشد.
حالا آزمایش آونگ فوکو را از قطب شمال آغاز می کنیم مدارهای عرض جغرافیائی نیمکره شمالی را در می نوردیم تا به عرض صفر درجه یعنی خط استوا برسیم و باز این کار را ادامه میدهیم و وارد نیمکره جنوبی می شویم تا به قطب جنوب برسیم و در تمام این مراحل مختلف آزمایش ، چشم از صفحه زیر آونگ برنمی داریم و شکل و شمایل های رسم شده را با هم مطابقت می نمائیم تا کاملاً عدم چرخش وضعی ستاره زمین محرز گردد.
آونگ سنگینی توسط طناب باریک و طویلی از ارتفاع گنبد آویزان است.
در زیر سوزن آونگ ، صفحه دایره ای قرار دارد که حرکات آونگ را بر روی خود ثبت می کند.
رقص سوزن آونگ بر صفحه نمایشی چگونه است :
بالای صفحه رو به شمال و پائین صفحه رو به جنوب و قاعدتاً سمت راست مشرق وسمت چب مغرب خواهد بود و این صفحه روی سطح زمین و زیر سوزن رسام آونگ و به صورت ثابت قرار دارد.
هم اکنون هم فرضاً در قطب شمال هستیم و می خواهیم آزماش فوکو در اثبات عدم حرکت وضعی کُره زمین را انجام دهیم.
با حرکت مختصری آونگ را بر بالای صفحه به نوسان در می آوریم. آونگ با حرکت پاندولی و دامنه ای به شکل دو بال پروانه شروع به نوسان رفت و برگشتی می کند.
نیروی گرانش یا نیروی جاذبه زمین در ستاره ثابت و بدون حرکت چرخشی ضد ماده زیر پوسته ماده می باشد یعنی این پوسته زمین و مکان آزمایش ماست که حول محور فرضی زمین از غرب به سمت شرق چرخش دارد.
در این آزمایش به خاطر قطب شمال بودن مکان آزمایش ویژگی های مهمی در صفحه زیر آونگ به نمایش درمی آید که بسیار مهم و قابل تعمق است که عبارتند از :
1 ــ هر نوسان رفت و برگشتی ، شکل دو گلبرگ متقارن یک گُل و یا اگر بخواهیم بهتر تجسم کنیم باید بگوئیم دو بال پروانه را بوجود می آورد که این دو گلبرگ یا این دو بال پروانه ، پُر پهنا و چاق هستند.
2 ـ این دوبال مانند دو عقربه در جهت عقربه های ساعت چرخش دارند.
3 ــ در این مکان قطب شمال ،زمان یک دور کامل چرخش این دو بال پروانه ، یک روز نجومی یعنی 24 ساعت است.
ــ چرا آونگ فوکو در قطب شمال چنین رفتاری دارد؟
ــ مکان آونگ در شمالی ترین نقطه کره زمین در چرخش جداره زمین است و در این چرخش جداره زمین از سوی غرب به سوی شرق ، مکان آزمایش هم چرخش دارد و در این چرخش ، ذرات مادی درون اتمهای سازنده آونگ می خواهند به عامل نیروی گرانش یا جاذبه زمین که همان ستاره ضد ماده درون زمین است جذب شوند .
در اینجا مسئله بسیارمهمی را نباید از نظر دور داشت و آنهم موقعیت فاصله مکانی محل آزمایش تا قطب جغرافیائی یا محل محور چرخش جداره زمین می باشد.
چون در این آزمایشی که درمکان قطب شمال صورت می گیرد و فاصله مکانی تا قطب وجود ندارد ، از سمت شمال نیروی گرانشی بر آونگ اعمال نمی شود و همه قدرت گرانش ستاره ضد ماده از سمت جنوب است در نتیجه اولاً هر دور چرخش گلبرگها و ترسیم سوزن آونگ بر صفحه نمایشی ،24 ساعت به اندازه یک شبانه روز یا چرخش کامل جداره زمین بر روی ستاره ضد ماده زمین است ثانیاً چون همه نیروی گرانش در این چرخش زمین از سوی جنوب کُره زمین اعمال می شود در نتیجه ضمن اینکه گلبرگها ، پهن و بزرگ ترسیم می شوند ، جهت چرخش این گلبرگها هم در جهت حرکت عقربه های ساعت است .
حالا هر چه مکان آزمایش را از قطب شمال به خط استوا نزدیکتر کنیم یعنی مدار عرض جغرافیائی کمتر شود ، گلبرگها باریکتر و مدت زمان یک دور کامل آنها فزونی می گیرد.
حالا مکان آزمایش را در تهران به دانشگاه صنعتی شریف که دارای چنین تأسیساتی می باشد و در مدار عرض جغرافیائی 35 درجه قرار دارد می بریم .
در صفحه نمایش آونگ فوکو دانشگاه صنعتی شریف که در مدار عرض جغرافیائی 35 درجه قرار دارد ، گلبرگها نسبت به آزمایش در قطب شمال باریکتر شده اند و چرخش باز هم در جهت عقربه های ساعت و گردش یک دور کامل این گلبرگها 41ساعت زمان می برد.
حال مکان آزمایش را به مدارعرض جغرافیائی صفر درجه یعنی به خط استوا مثلاً به یکی از شهرهای کنیا که بر روی مدار صفر درجه عرض جغرافیائی است می بریم و نتیجه را اینگونه می بینیم :
صفحه نمایش آونگ فوکو ، گلبرگ ترسیم نمی کند و چرخش هم ندارد ! فقط رفت و برگشت آونگ بر روی صفحه ، خط باریک است بدون چرخش دورانی که گفته شده است زمان یک دور کامل آونگ فوکو در خط استوا بی نهایت است یعنی اصلاً نه گلبرگی بر صفحه نمایش وجود دارد و نه چرخشی !
ــ چرا ؟!
ــ چون فاصله مکانی خط استوا تا قطب شمال و قطب جنوب یعنی تا دو سر محور چرخشی جداره زمین مساوی است و برایند نیروی های جذب آونگ از سمت شمال و جنوب در این چرخش از غرب به سمت شرق خنثی است و لزومی به شکل گیری گلبرگها و جهت حرکت آنها ،موافق عقربه های ساعت و یا مخالف عقربه های ساعت نیست .
اینک مکان آزمایش را از خط استوا به نیکره جنوبی مثلاً یکی از شهرهای استرالیا می بریم :
با ورود به مناطق نیمکره جنوبی ، گلبرگهای صفحه نمایش آونگ فوکو شکل می گیرد و با ازدیاد درجه عرض های جغرافیائی این گلبرگها پُر پهناتر ، زمان یک دور چرخش آنها بر صفحه نمایش کمتر و اینبار جهت چرخش این گلبرگها مخالف عقربه های ساعت است .
آزمایش در قطب جنوب هم عیناً قطب شما است با این تفاوت که جهت چرخش گلبرگها مخالف عقربه های ساعت می باشد.
حالا :
آزمایش فوکو چنین نشان می دهد که پوسته ماده جداره زمین که ما ساکن بر روی این پوسته هستیم در حال چرخش است و نیروی گرانش یا ستاره ضد ماده درون زمین هم ساکن و ثابت است .
جداره ماده زمین در خط استوا با سرعت 463 متر در ثانیه بر روی ستاره درون زمین چرخش دارد اگر غیر از این بود یعنی تمام حجم زمین چرخش داشته باشد و سرعت این چرخش در خط استوا 463 متر بر ثانیه باشد آیا نیروی گریز از مرکز در این منطقه پُر سرعت اجازه سکونت و زیستن را به مردم آن مناطق می داد؟!
آیا در آنجا حیوانات و گیاهان می توانستند به حیات ادامه دهند؟! آیا معماران و بناها میتوانستند در آنجا با شاقول کار کنند ؟! آیا کشتی ها در دریاهای خط استوا می توانستند از شرق به طرف غرب یعنی مخالف جهت چرخش زمین حرکت کنند ؟!
آنچه که اشیاء و موجودات ساکن خط استوا را از نیروی سهمگین گریز از مرکز آن ناحیه مصون نگه داشته و نگذاشته که کوچکترین اثری بر آن مناطق برجای گذارد ، ثابت بودن و بی حرکت بودن منبع گرانش یعنی عدم چرخش ستاره ضد ماده درون زمین است.
ما برروی جداره و پوسته دوار زمین زندگی می کنیم و این پوسته در مناطق استوائی با سرعت سرسام آور1670کیلومتر در ساعت بر روی ستاره ضد ماده درون زمین می چرخد ولی ذرات اتمهای سازنده وجودمان به نیروی گرانش ثابت و بی حرکت ستاره درون زمین جاذب است بر این اصل ، نیروی سهمگین گریز از مرکز در سطح زمین کم رنگ وناچیز است.
احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »




این نظر توسط احمد فتحی در تاریخ 1393/12/20 و 1:11 دقیقه ارسال شده است

آزمایش فوکو ثابت می کند که در حرکت وضعی زمین ، کُره زمین هیچگاه به دور خود نمی چرخد !
وقتی که نام تخم مرغ را می بریم منظورمان محتویات آن یعنی زرده و سفیده است و پوسته آهکی آن فقط پوسته تخم مرغ محسوب می شود .
منظور از کُره زمین و سایر سیارات و قمرها هم ، تمام حجم و محتویات درون آنها می باشد و پوسته نازک آنها مانند ماسک و نقابی چهره واقعی آنها را مخفی و از دانش ما پنهان کرده است.
کُره زمین و سایر سیارات با اقمارشان مانند خورشید و دیگر ستارگان آسمان ، کُرات فروزان و ملتهبی هستند از جنس ضد ماده و فاقد حرکت وضعی یعنی بهیچوجه به دور محور فرضی خود چرخش ندارند.
این کُرات ضد ماده با یکدیگر نیروی دافعه دارند « ضد ماده از ضد ماده گریزان است » به همین علت است که سیارات و قمرها و یا ستارگان آسمان هیچگاه با یکدیگر برخورد ندارند و فاصله ای را با همدیگر حفظ می کنند. « نیروی دافعه را با ذکر آزمایش هسته ای معرفی کرده ام »
ماسک ونقابی که باعث شده است ستاره زمین را به عنوان سیاره ای چرخنده ببینیم ، پوسته ماده جداره آن است و این پوسته نازک جداره است که برروی محتویات درون این کُره ضد ماده زمین می چرخد و همه هیکل و حجم آنرا حول محور آن چرخان جلوه می دهد و فکر می کنیم که ستاره زمین دارای حرکت وضعی است !
روزگاری ستاره زمین در همسایگی منظومه شمسی ، منظومه ای داشته که ماه سیاره آن بوده است بعد در جنگ های طولانی با خورشید شکست می خورد و تحت تأثیر آتشباری چسب های هسته ای که از طرف خورشید دریافت می کرده در سطحش سنتز هسته ای صورت می گیرد و جداره اش تبدیل به ماده می شود که این قشر ماده بوجود آمدن سطحش باعث ایجاد نیروی جاذبه « نیروی جاذبه جذب ماده به طرف ضد ماده است » و کشیدنش به حلقوم منظومه شمسی واسارت و طواف به دور خورشید می شود.
1 ــ محتویات درون زمین « ضد ماده » با خورشید که ضد ماده است نیروی دفع و دافعه دارد .
2 ــ پوسته ماده زمین به خورشید که ضد ماده است نیروی جاذبه دارد.
تضاد و کشمکش این دو نیروی جاذبه و دافعه زمین با خورشید باعث حرکت انتقالی کُره زمین به دور خورشید و چرخش پوسته ماده جداره زمین برروی ستاره ضد ماده زمین می گردد.
پس کُره زمین فاقد حرکت وضعی ولی پوسته ماده و جامد آن بر روی محتویات درون که از جنس ضد ماده است از غرب به طرف شرق چرخش دارد که نتیجه چرخش این جنس متضاد ، بوجود آمدن میدانهای مغناطیسی زمین است و شدت این میدانهای مغناطیسی هم به سرعت چرخش جداره ماده بر روی محتویات ضد ماده درون است بر همین اساس ، کُره ماه که فاقد این گونه چرخش است ، میدانهای مغناطیسی وجود ندارد و بالعکس درکُره مشتری که جداره ماده آن سرعت سرسام آوری بر روی ضد ماده درون خود دارد ، آنقدر میدانهای مغناطیسی قوی دارد که بر روی رادیو تلسکوپ های زمین تأثیر گذار است .
بنابراین ضد ماده بدون چرخش درون زمین باعث می شود که اجسام چرخان جداره ، سطح و پیرامون زمین را به خود جذب نماید که یکی از این اجسام هم آونگ فوکو بود .
« لئون فوکو » فیزیکدان فرانسوی در سال 1851 در محل ساختمان پانتیون پاریس و از سقف گنبد آن ، آونگ سنگینی آویخت تا اثبات حرکت وضعی کُره زمین باشد و چرخش زمین را نشان دهد واین آزمایش و حرکت تقدیمی سوزن آونگ بر صفحه زیرین ثابت کرد که اولاً زمین می چرخد و ثانیاً جهت حرکت از غرب به شرق است.
ولی...؟!
ولی آیا اثبات این آزمایش چرخش مربوط به همه حجم کُره زمین است و یا مربوط به چرخش پوسته ماده بر روی محتویات ضد ماده درون زمین ؟!
آیا اگر فرضاً همه هیکل و حجم کُره زمین چرخش داشته باشد می تواند حرکت تقدیمی آونگ فوکو را بر صفحه نمایشی رسم نماید ؟!...مسلماً خیر و آنچه باعث ترسیم حرکت تقدیمی سوزن آونگ بر صفحه فوکو می شود ، ثابت بودن عامل نیروی گرانش « ستاره ضد ماده درون زمین » و دوار بودن جداره ماده زمین است .
آونگ سنگین فوکو توسط طناب 67 متری از گنبد پانتیون آویزان بود به هر حال این گنبد توسط ستون و پایه به زمین اتصال و تکیه دارد ولی با این حال همین انعطاف طناب 67 متری باعث تأثیر گذاشتن بر این آزمایش است ولی فرضاً در نظر آوریم اگر این گنبد محل اتصال طناب آونگ هیچگونه پایه وستونی به زمین نداشت و مثلاً این طناب فقط به سقف آسمان وصل بود چه اتفاقی صورت می گرفت و صفحه فوکو چه واقعیتی را باز گو می کرد ؟!
اتم های سازنده آونگ سنگین فوکو از ذرات تشکیل شده که این ذرات تمایل شدید جذب به طرف ضدذراتشان که در درون زمین هستند را دارند و از طرفی ، این ضد ذرات یا ستاره ضد ماده درون زمین فاقد حرکت چرخش وضعی است و فقط این پوسته ماده زمین است که می چرخد یعنی این ساختمان پانتیون و آونگ آویزان شده از سقف آن است که بر روی ستاره درون زمین از غرب به شرق چرخش دارد و در اینجا ذرات درون اتم های سازنده آونگ متأثر از چرخش خود ، واکنش نشان می دهد و می خواهند در حال حرکت به سوی ضد ذرات ثابت درون زمین جهش داشته باشند که نتیجه اش رفتار بر صفحه فوکوست .
این مطلب ، پیش زمینه تنظیم مقاله چگونگی حرکت بادهای غربی ، ریز گردها ، ابرها و بطور کل چگونگی تغییرات آب و هوائی و بارندگی های کره زمین است که در فرصت مناسب ارائه خواهد گردید.
احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

این نظر توسط احمد فتحی در تاریخ 1393/12/10 و 2:27 دقیقه ارسال شده است

رادار ، چشم نابینای هواپیماها...سوانح هوائی بخاطر عدم شناخت ما از ماهیت ذرات است.
امواج مایکروویو با موج کوتاه و فرکانس بالا اساس کار رادارهاست و تاکنون خدمات بیشماری را در زمینه ایمنی هوائی انجام داده است ولی این رادار هم همیشه قابل اطمینان نیست و هرازگاهی و در شرایط بخصوص جوی ، چشمش را بروی موانع می بندد و باعث سوانح فاجعه آمیزی در سقوط هواپیماها می شود.
امواج رادار که از دماغه تابه هواپیما به سمت جلو ارسال می شوند پس از برخورد با مانع ، منعکس شده و دوباره به سمت هواپیما بر می گردند که باعث شناسائی این مانع می گردد.
آزمایشات نشان داده اند که فلزات باعث انعکاس و بر گشت امواج رادار می شوند ولی تا کنون در هیچ آزمایشی این فلزی که باعث انعکاس و برگشت امواج رادار می شود را به سیم اِرت زمین وصل نکرده اند تا عکس العمل این فلز به سیم اِرت وصل شده را در شرایط دریافت امواج رادار را ببینند.
اگر این موضوع جدی گرفته شود و این آزمایش انجام گیرد چشم رادارها بینا و برای همیشه سوانح اصابت هواپیماها به کوهها که جعبه سیاه هم قادر به بازگوئی اینگونه نحوه سقوط نبود ، تمام خواهد شد.
قابل توجه فیزیکدانان:
ذرات این جهان قابل تبدیل به یکدیگرند و برخورد ذرات رادار هم در شرایطی می توانند به الکترونهای جاری یا الکتریسیته مبدل شوند.
بر خورد امواج رادار به فلز رسانائی که به سیم اِرت متصل باشد به الکترون تبدیل می گردد و این الکترونها یا الکتریسیته به سرعت از طریق سیم اِرت جذب درون زمین می گردد در نتیجه قسمت اعظم این امواج از محیط عمل فرار می کنند و دیگر موج آنچنانی باقی نمی ماند تا عمل انعکاس و برگشت به تابه فرستنده را انجام دهد یعنی رادار ، فلز متصل به سیم اِرت را نمی تواند ببیند.
به همین نحو، کوههای مرتفعی که دارای جاذبه الکتریکی بالائی هستند « مقاومت الکتریکی پائینی دارند » مانند فلز رسانای الکتریکی که به سیم اِرت وصل شده باشند قسمت اعظم امواج رادار را به صورت الکتریسیته می بلعند و به امواج برخوردی اجازه انعکاس را نمی دهند و از چشم رادار مخفی می مانند مخصوصاً کوههای پُر بارشی که دچار طوفان ، باد و بوران و تلاطم شده باشند.
ــ علت طوفان و باد و بورانهای شدید چیست؟!
ــ تداخل جبهه های هوای سرد با هوای گرم.
ــ درست ولی هوای سرد چگونه بوجود می آید؟!
ــ نمیدانم !
ــ من می گویم... وقتی به ناگهان جاذبه الکتریکی منطقه ای بالا رود یعنی مقاومت الکتریکی پوسته جامد زمین آن منطقه کم شود ، ذرات گرمای هوای آن منطقه به ذرات الکترون « الکتریسیته » تبدیل می شود و سپس جذب اِرت زمین می گردد و در منطقه ای هم که بدینگونه ذرات گرمای خود را از دست دهد لاجرم سردی و برودت حکمفرما خواهد شد به همین علت است مناطفی که دارای جاذبه الکتریکی بالائی باشند یا بهتر بگویم، مقاومت الکتریکی پوسته زمین آن پائین باشد این مناطق ، خوش آب وهوا ،سردسیر و سرسبز هستند و تابستانهای خنک ومطبوعی دارند برهمین منوال ، بالا رفتن ناگهانی جاذبه الکتریکی کوهستان علاوه برتخلیه بار الکتریکی ابرها و بارش های سیل آسا ، باعث برودت سریع وناگهانی هوای منطقه میشودکه بازتابش باد و بورانهای شدید است و در این لحظه چنین کوهستان متلاطم شده ای برای هواپیماها بسیار خطرناک و به چشم رادار آنها نمی آیند.
ــ چگونه به ناگهان جاذبه الکتریکی کوهها آنقدر بالا می رود که باعث کوری رادار هواپیماها و برخورد آنها با کوه می شود؟!
ــ کوهها پُر بارش مانند سیم اِرت رسانای الکتریکی هستند که ریشه به اعماق زمین دارند . ماگمای مذاب زیر پوسته جامد زمین هم ضریب هدایت الکتریکی بالائی دارد و رسانای الکتریکی مطلوبی دارد یعنی کوهها از طریق مذاب ماگمای زیر پوسته جامد زمین به پوزیترونهای « ضد الکترون »مرکز زمین اتصال الکتریکی دارند بر این مبناست که کوههائی مانند بینالود ش، خرم آباد ، سیرچ و... جاذبه الکتریکی بالائی دارند یعنی مقاومت الکتریکی آنها پائین است و این مقدار جاذبه الکتریکی بر رادارها تأثیر چندانی ندارد و باعث عدم انعکاس برگشتی امواج رادار به هواپیما ها نمی شود ولی اگر فشار ماگمای مذاب زیر پوسته جامد زیاد شود ، ماگمای مذاب در اثر فشار تمام حفره ها و منافذ خالی زیر پوسته جامد زمین منطقه را می پوشاند و پُر می کند در نتیجه اتصال الکتریکی ریشه کوهستان به پوزیترونهای مرکز زمین بسیار کامل می شود و جاذبه الکتریکی کوه را بطور فوق العاده ای چنان بالا می برد که علاوه بر بلعیدن همه امواج رادار هواپیماها ، هر نوع امواج رادیوئی را قورت می دهد بر این مبناست که در چنین لحظات تلاطم کوهستان ، بیسیم های رادیوئی حتی از فاصله نزدیک هم قادر به مکالمه نیستند.
پس علائم بالا رفتن غیر متعارف جاذبه الکتریکی کوه و ایجاد شرایط بحرانی پرواز هواپیماها بر فراز آن عبارتند از باد و بوران شدید همراه با رگبار و صاعقه و مه و ابر غلیظ.
در چنین شرایطی خلبان با اطمینان از چشم رادار بر فراز چنین کوهستان متلاطمی در حال پرواز است و علم فیزیک به آن مرحله از تکامل نرسیده است که عدم موج برگشتی رادار را به او هشدار دهد که ناگهان بدنه هواپیما به قله این کوه نامرئی از چشم رادار کوبیده می شود و بعد همه چیز تمام ... حتی فرصت کمک خواستن خلبان از برج مراقبت نیست . جعبه سیاه هم قادر به بازگو کردن اینگونه سوانح سقوط نیست .
سالها پیش :
1 ـ هوپیمای هرکولز در چنین شرایطی در کوههای بینالود سقوط کرد
2 ـ هواپیمای ایران ایر در چنین شرایط بحرانی کوهستان در کوههای خرم آباد با کوه برخورد کرد و در آن زمان مقاله مفصلی در این مورد و نارسائی رادار در چنین شرایطی را خطاب به ریاست وقت هواپیمائی کشور در روز نامه ها منتشر کردم و علت اینگونه سقوط را کاملاً تشریح کردم.
3 ـ هواپیمای ایلیوشین در چنین شرایط تلاطم کوهستان به کوه سیرچ برخورد کرد و لحظات کمی بعد از سقوط ، از نزدیکی منطقه عبور می کردم و شرایط بسیار بد باد و بوران و رگبار که حاصل بالا رفتن غیر متعارف جاذبه الکتریکی کوهستان بود را بخوبی حس کردم.
در عبور هواپیماها از فراز چنین کوهستانهای متلاطم شده ای که جاذبه الکتریکی آنها بالا می رود و امواج رادار را می بلعد بهترین شیوه ایمنی پرواز ، بالا بردن سقف پرواز و یا انحراف مسیر است.
احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »




این نظر توسط احمد فتحی در تاریخ 1393/9/9 و 4:36 دقیقه ارسال شده است

چرا زمستانهای قطب جنوب بسیار سردتر از زمستانهای قطب شمال است ؟!
به خوبی میدانیم که زمستانهای قطب جنوب بسیار سردتر از زمستانهای قطب شمال است که اگر در طول سال دمای هوا در قطب جنوب49- سانتیگراد باشد ، دمای هوای قطب شمال در طول زمستان 34- سانتیگراد است و در تابستان هم فقط چند درجه بالاتر می رود و باز میدانیم سرد ترین نقطه کُره زمین هم باز در وستوک در نزدیکی قطب مغناطیسی جنوب با دمای 6/89 - سانتیگراد می باشد...حال چرا قطب جنوب اینچنین سردتر از قطب شمال است ؟!
جواب این معما و این « چرا؟! » کاربرد شگرف و سرنوشت سازی در مسیر تکامل علم دارد و بسیاری از حقایق فیزیک و رازورمز جهان را بازگو می کند و حتی می تواند به پیش بینی زلزله ها هم بیانجامد .
همه میدانیم زمین در مدار بیضی به دور خورشید می چرخد که خورشید در یکی از دو کانون این بیضی قرار دارد .در تابستانهای نیمکره شمالی « مقارن با تقویم ایران تیرماه » زمین در دورترین فاصله از خورشید قرار دارد « نقطه اوج » و در زمستانها « دیماه » به نزدیکترین فاصله از خورشید می رسد « نقطه حضیض ».
بنابراین :
در تابستانهای نیمکره شمالی ، زمین از خورشید دور است و در زمستانها به خورشید نزدیک می شود .
چون فصول نیمکره شمالی برعکس نیمکره جنوبی می باشند ، می توانیم بگوئیم :
در تابستانهای نیمکره جنوبی ، زمین به خورشید نزدیکتر می شود و در زمستانها از خورشید دور است و این موضوع مهم دور بودن کُره زمین در زمستانهای نیکره جنوبی و قطب جنوب از خورشید ،کلید صندوقچه اسرار سردتر بودن هوای قطب جنوب نسبت به قطب شمال است اما اشتباه نکنید من به هیچوجه قصد ندارم در استدلال این موضوع از قضیه مایل بودن محور کره زمین و همچنین دورتر بودن زمین از خورشید « نقطه اوج » و دریافت کمتر قطب جنوب از نور خورشید در این موقعیت مداری و دور بودن از خورشید استفاده کنم و صحبتی به میان آورم زیرا از نگاه من وجود برودت حتی در پوسته سیارات غول پیکر و بسیار دور از خورشید هم تأثیر چندانی با محروم بودن آنها از شدت نورخورشید ندارد و عامل برودت فوق العاده بالای آنها فقط بخاطر نیروی جاذبه الکتریکی فوق العاده بالای پوسته آن سیارات است پس حرف تازه من در فیزیک این است که جاذبه الکتریکی پوسته زمین باعث برودت است حالا چگونه ؟!
پوسته زمین الکتریسیته خور یا جریان برق خور است و جریانهای برق « الکترونهای جاری » را به روش های مختلف و با قدرت می بلعد ، قورت می دهد و به امعا و احشای خود یعنی به درون کُره زمین فرو می برد تا آنها را به اضدادشان یعنی پوزیترونهای ستاره درون زمین « ضد ماده » برساند و این خاصیت نیروی جاذبه الکتریکی زمین است همان نیروی جاذبه الکتریکی که الکتریسته خطوط انتقال فشار قوی سطح زمین را می بلعد و به اصطلاح استهلاک یا به هدر رفتن الکتریسیته خطوط را بوجود می آورد ویا بار اکتریسیته ابرها را به صورت رعد وبرق و آذرخش به خود جذب می کندو به اعماق زمین می رساند تا تحویل متضادشان « پوزیترونهای ستاره ضدماده درون زمین دهد.
پس کُره زمین علاوه بر نیروی جاذبه و نیروی دافعه ، نیروی جاذبه الکتریکی هم دارد .
تفاوت نیروی جاذبه « نیوتونی ـ جذب اجسام» زمین با نیروی جاذبه الکتریکی زمین« جذب و بلعیدن الکتریسیته سطح زمین » را بازگو می کنم:
قبلاً گفته بودم که عامل بوجود آمدن نیروی جاذبه زمین و همچنین نیروی جاذبه الکتریکی زمین ، ستاره ضد ماده درون زمین است .
هر دو این نیرو بواسطه جذب ماده به طرف ضد ماده بوجود می آیند .
در نیروی جاذبه ، ذرات درون اجسام اطراف زمین به مرکز زمین که جایگاه ضد ماده است جذب می شوند که نیروی جاذبه و شتاب ثقل زمین را بوجود می آورد و در نیروی جاذبه الکتریکی زمین هم الکترونهای جاری « الکتریسیته » سطح زمین به متضادشان « پوزیترونهای ستاره درون زمین » جذب می شوند که نیروی جاذبه الکتریکی را بوجود می آورد و تفاوت این دو نیرو در این است که در نیروی جاذبه نیازی به واسطه انتقال نیست و این نیرو از داخل خلاء هم اعمال می شود ولی در نیروی جاذبه الکتریکی و رسیدن الکترونهای جاری الکتریسیته به متضادشان « پوزیترونهای ستاره ضد ماده درون زمین » واسطه انتقال که هادی و رسانای الکتریکی باشد ، لازم است ودر این روند ، پوسته جامد زمین نقش سیم رسانای الکتریکی را دارد حال هرچه این سیم انتقال « پوسته جامد زمین » رساناتر باشد « مقاومت الکتریکی زمین کمتر باشد » جاذبه الکتریکی آن منطقه بیشتر خواهد بود بر این اساس است که نقاط مختلف سطح زمین بخاطر نوع عناصر رسانائی تشکیل یافته پوسته جامد زمین ، نیروی جاذبه الکتریکی متفاوتی دارد مثلاً در بیابانهای کویر ، نیروی جاذبه الکتریکی صفر است ولی کوههای مرتفع ونقاطی که دارای آب و هوای سردسیری هستند دارای بیشترین نیروی جاذبه الکتریکی هستند .
بطور کل ، نیروی جاذبه الکتریکی پوسته زمین باعث برودت ، بارندگی و سبزینگی « بخاطر کامل بودن عمل فتوسنتز گیاهی » می شود بنا براین شدت نیروی جاذبه الکتریکی را می توان از روی وضع آب و هوا و چگونگی بارشها و سبزینگی مناطق مختلف هم سنجید که هر چه منطقه ای پُر بارش و برودت هوا بالاترباشد آن منطقه دارای نیروی جاذبه الکتریکی بالاتری می باشد.
تعریف گرما و سرما :
برای رسیدن به واقعیت های علم مجبورم گرما را از درون محفظه بسته و سفسطه آمیز « انرژی » نجات دهم و آنرا مانند دیگر ذرات مادی این جهان هستی ، ذره معرفی کنم و جالب است که ملا صدرا « قوام شیرازی » در پانصد سال پیش هم گرما و حرارت را عنصر مادی میدانست و گفته بود چون اثرات آن کاملاً مشهود است بنابراین گرما و حرارت جوهر مادی دارد.
یکی ازموضوعات بسیار مهم فیزیک ذرات که نا شناخته مانده و در اینجا توجه محققین فیزیک را جداً و مصرانه به آن جلب می کنم ، این است که :
ذرات قابل تبدیل به یکدیگرند .
سطح پوسته زمین ،ترموکوپل است و ذرات گرمای جذب شده را « ترموالکتریک » به الکتریسیته « ذرات الکترون جاری » تبدیل می کند و سپس جاذبه الکتریکی کره زمین این الکتریسیته را از طریق رسانائی پوسته جامد زمین می بلعد .
وقتی که ذرات گرما در منطقه ای به این طریق به الکتریسیته تبدیل و سپس این الکتریسیته جذب اعماق زمین می شود معنی اش اینست که منطقه عاری از ذرات گرما می شود و مُسلم است جائی که گرما رخت بربندد لاجرم سرما و برودت حکمفرما می شود و هر چه شدت جاذبه الکتریکی بیشتر باشد ، قدرت تبدیلی ذرات گرما به الکتریسیته و بلعیدن این الکتریسیته بیشتر است اینجاست می بینیم مناطقی مانند کوهستانها و کوهپایه ها و جاهائی که نیروی جاذبه الکتریکی بالائی داشته باشند « مقاومت الکتریکی زمین منطقه پائین باشد » برودت و سرما بیشتر است .
پس حرف اول برودت را نیروی جاذبه الکتریکی سیارات میزند در نظر آوریم سیاره زمین میلیونها سال در معرض تابش گرما بخش خورشید است ولی سطح زمین همواره تعادل گرمایش حیاتی خود را حفظ کرده است که اگر نیروی جاذبه الکتریکی دراین سیاره وجود نداشت و گرمای اضافی را به برودت تبدیل نمی کرد هم اکنون این کره مسکونی ما گلوله ای از آتش و سطح آن مذاب بود.
بر همین اساس باید بگویم علت برودت بسیار زیاد سیارات غول پیکر دور از خورشید تنها بخاطر عدم دریافت تابش گرمازای خورشید نیست بلکه این شدت بی حد نیروی جاذبه الکتریکی آنهاست که اینگونه برودت و سرمای فوق العاده ای به آنها بخشیده است.
میانگین فاصله زمین تا خورشید صدوپنچاه میلیون کیلومتر است و زمین هم در مدار بیضی به دور خورشید می چرخد و تفاوت فاصله ای نقطه حضیض « نزدیک ترین فاصله به خورشید » و نقطه اوج « دور ترین فاصله به خورشید » پنج میلیون کیلومتر است بنا براین در زمستانهای نیمکره جنوبی « زمستان قطب جنوب » موقعیت مداری زمین به گونه ای ست که نسبت به زمستانهای قطب شمال پنج میلیون کیلومتر از خورشید دور تر است بر همین اساس گفته اند که چون در زمستان قطب جنوب ، زمین پنج کیلومتر نسبت به زمستانهای قطب شمال از خورشید دورتر است بنابراین زمستان قطب جنوب از زمستان قطب شمال سرد تر است !
اصلاً مگر در زمستانهای تاریک قطب های شمال و جنوب زمین ، تابش آفتابی وجود دارد که این استدلال دور و نزدیک بودن به گرمای خورشید را به میان می آورند ؟!
علت سردتر بودن زمستان قطب جنوب نسبت به زمستان قطب شمال ارتباطی مستقیم به مدار حرکت انتقالی زمین و دور و نزدیکی زمین به خورشید دارد اما نه بخاطر دریافت نوع تابش آفتاب ! در این رابطه حرکت انتقالی زمین ،گرمایش خورشید هیچ نقشی در این قضیه ندارد بلکه دور بودن زمین از خورشید در زمان زمستانهای قطب جنوب که پیامد و بازتابش سردتر بودن زمستانهای این قطب می شود بخاطر فعل و انفعالات هسته ای مزونهای تشعشعات کیهانی خورشیدی « چسب های هسته ای » بر درون زمین است که کم شدن این تشعشعات باعث شدید شدن نیروی جاذبه الکتریکی پوسته زمین می شود که بازتابش افزون شدن برودت است .
زمانی که «مقارن با زمستانهای قطب جنوب » ، کره زمین در مدار انتقالی خود به نقطه اوج « دورترین فاصله از خورشید » می رسد ، نیروی جاذبه الکتریکی پوسته کُره زمین به شدت افزایش پیدا می کند که بازتابش شدید شدن برودت قطب جنوب است و بالعکس « مقارن با زمستانهای قطب شمال » ، کره زمین در نقطه حضیض « نزدیکترین فاصله به خورشید » قرار می گیرد و در بیشترین تشعشعات کیهانی خورشید غوطه ور می شود ، نیروی جاذبه الکتریکی زمین کم می شود که اثراتش پائین تر بودن برودت در قطب شمال نسبت به قطب جنوب است .
بر این اساس :
1 ـ چگونگی نیروی جاذبه الکتریکی پوسته زمین باعث تغییرات دمای سطح زمین است .
2 ـ زمانی لکه های خورشیدی فزونی پیدا می کنند وتشعشعات کیهانی ارسال شده از خورشید شدیدتر و پرنفوذ تر میشوند و به تبع آن ، نیروی جاذبه الکتریکی زمین کم می شود، برودت کم می شود و دمای قطبین زمین پائین می آید و یخهای قطبی شروع به ذوب شدن می کنند.
3 ـ نیروی جاذبه الکتریکی زمین کم اهمیت تر از نیروی جاذبه نیوتونی و نیروی دافعه « نیروی دافعه را معرفی کرده ام » نیست و در آینده علم بشر متوجه خواهد شد که نیروی جاذبه الکتریکی سیارات حرف اول را در سنتز ملکولهای اولیه گیاهان وجانوران وتکامل آنها می زند و زمینی که فاقد نیروی جاذبه الکتریکی باشد ، گیاه و جانور قادر به ادامه زیست بر سطح آن نیستند به همین خاطر است فضانوردانی که چندین ماه در ایستگاههای فضائی و محروم از نیروی جاذبه الکتریکی زمین به سر برده اند ، هنگام برگشت به زمین بسیار رنجور و بی رمق هستند و باید با آمبولانس و برانکاد به پیشواز آنها رفت.
4 ـ نیروی جاذبه الکتریکی در همه سیارات و قمرها حکفرماست و هرچه سیارات بزرگتر و عظیم تر باشند نیروی جاذبه الکتریکی آنها به همان نسبت شدید تر است .
5 ـ نیروی جاذبه الکتریکی زمین بخاطر حرکت انتقالی زمین وتغییرات فاصله ای زمین با خورشید ، در ماههای سال متغییر است ولی نسبت به ماهها و فصول مشابه سالهای گذشته ثابت است مگر در دوره فعالیتهای خورشید « زیاد شدن لکه های خورشیدی » که جاذبه الکتریکی زمین کم می شود که می توان اثرات این دوره فعالیت خورشید و زیاد شدن لکه های خورشید را در کم شدن استهلاک خطوط انتقال فشار قوی ملاحظه کرد .
کاربرد های نیروی جاذبه الکتریکی زمین :
1 ـ پیش بینی زلزله ها .
2 ـ باران زائی ابرها.
3 ـ شناسائی منابع آبهای زیر زمینی و مشخص شدن ارتباط چگونگی نیروی جاذبه الکتریکی لایه های زمین با دمای این آبها .
4 ـ کشف میدانهای نفت و گاز .
5 ـ تعیین مرغوب ترین زمین ها برای کشاورزی وهمچنین تعیین بهترین مکان برای ایجاد پرورش مرغ و طیور و همچنین ایجاد دامپروری ها و پرورش دام.
روزی که به اهمیت نیروی جاذبه الکتریکی زمین کاملاً پی ببریم متوجه خواهیم شد که گرم شدن هوای کره زمین هیچ ربطی به زیاد شدن CO2 و گرمای گلخانه ای ندارد بلکه در اثر ازدیاد بی اندازه نیروگاههای تولید برق در جهان است که زمین را در این یکصد ساله اخیر به پیری زود رس رسانده و به اندازه میلیونها سال آنرا به تحلیل برده ایم که نتیجه اش کوچکتر شدن کره زمین و کم شدن نیروی جاذبه الکتریکی آن است که پیامدش گرم تر شدن هوای کره زمین است ... بالا آمدن سطح آب دریا ها هم بخاطر ذوب شدن یخهای قطبی نیست بلکه این کوچک شدن کره زمین است که باعث بالا آمدن آب دریاها و اقیانوسها می شود ... احمد فتحی ــ مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »







نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی